اي گل ياس كبود مرتضي
--------------(شعرـ واحد)-----
اي گل ياس كبود مرتضي
اي تمام تاروپود مرتضي
اي همه بود ونبود مرتضي
اي تمامي وجود مرتضي
خانه را عاري زخوشحالي مكن
يارمن پشت مرا خالي مكن
اي تمام عشق اي خونين جگر
يا بمان ياكه مرا با خود ببر
اي تمام عشق بانوي علي
لرزه افتاده به زانوي علي
ميروي اي بحر عصمت راعروس
جاي من لبهاي محسن راببوس
فاطمه چشمان خودرا بازكرد
بازبان دل سخن آغاز كرد
كاي هميشه همنشين فاطمه
اي اميرالمؤمنين فاطمه
اي كه غمها را عسل كردي علي
گو چرا زانو بغل كردي علي
اي كه برارض وسما هستي امير
جان زهرا يت سرت بالا بگير
اين دل غمديده را هم زنده كن
جان من يكبار ديگر خنده كن
آنكه بايد اينچنين باشد منم
دل غمين وشرمگين با شد منم
خواستم ياري كنم اما نشد
ريسمان از دستهايت وانشد
من آن شاخه گل افسرده بودم
كه درنشكفتگي پژمرده بودم
زسوز سينه ات ميسوزم اي كاش
كه در پشت همان در مرده بودم
مغيره گر نبود درآن كشاكش
علي را من به خانه برده بودم
مدينه محشركبري به پا بود
رَسَن برگردن شير خدا بود
دوصدگلچين ويك گل من چه گويم
گل حيدر به زير دست وپابود
پدرزخم زبان بسيار خوردم
كتك از خصم بدكردارخوردم
ميان كوچه هاي شهر، سيلي
هم ازدشمن هم از ديوار خوردم
پدرزهرا ي تو حاجت رواشد
ببين مزد رسالت چون ادا شد
ببين پهلو ودست وسينه ي من
بلا گردون جون مرتضي شد
به وبلاگ اینجانب محمدخداترس عضو فعال مداحان ،وعضو سازمان بسیج شاعران ومداحان آران وبیدگل وعضو عقیدتی پایگاه بسیج صاحب الزمان خوش آمدیدبه جهت آنکه همکاران عزیز مداح و عاشقان اهلبیت عصمت وطهارت(علیهم السلام )به آسانی اشعار وسروده های مناسبتی را در دسترس داشته باشند اقدام به راه اندازی این سایت نمودم امیدوارم کاربران عزیز ما را از دعای خیر فراموش نفرمایند