ویژه مداحان/ شعر و سبک های مناسب ولادت حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع) +اجرای صوتی

پیشنهادهای عقیق به ذاکرین اهل بیت علیهم السلام
متن اشعار و سبک های مناسب ایام میلاد پیغمبر مکرم اسلام و حضرت امام صادق(ع) با ضمیمه اجرای صوتی آنها آماده شده و مداحان محترم می توانند از آن ها در مراسم مختلف استفاده کنند.
عقیق: شعر و سبک های مناسب این ایام

سرود میلاد پیامبر اعظم و امام صادق علیه السلام

شدم ثناخوان ِ پیمبر اعظم/جانم به قربان ِ پیمبر اعظم

رسول خدا یا مولا فدای تو هستم/منم سائل و بر راهت ببین که نشستم

تواز همه سر آمدی/گل جمال سرمدی/ترانه ی جان و دلم/شده آقا خوش آمدی


مولا یا اباالزهرا...


شده ز میلادت ترنم هر دل/نوای جاء الحق وَ زهق الباطل

بُوَد یا نبی تا به ابد به جنگ ِ با ظلمت/پیام تو بر امت تو همدلی و وحدت

شده اعتقاد ما/در این عصر پر بلا/وهابیت بی حیا/بُود دشمن خدا


مولا یا اباالزهرا...


دل همه یاران/شد با شعف همراه/به یُمن ِ میلاد ِ/صادق ِ آل ُ الله

چو آیینه ای بر حُسن ِ جمال سرمد اوست/عزیز دل زهرا و علی واحمد اوست

عیان ز روی من بُود/عنایت عیان او/که از دعای مادرش/شدم مدیحه خوان او


مولا حضرت صادق...

* * * * * * * * * * * * * *

سرود میلاد پیغمبر صلوات الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام


*مرغ دل   روی بام شادی میشینه

عاشقا  دلاشون پر زده مدینه

عیدِ  آسمون و هم زمین مبارک

جشن  رحمة لّلعالمین مبارک

هستی...تو رسول امجد     مولانا یا احمد

خنده روی لب پیر و جوون

همه ی فرشته ها نغمه خون

بارون عنایت الهی

می باره از ابرای آسمون

یا نبی یا مصطفی یا احمد...

 

*گنبد سبز تو برده این دلارو

نگاهِت میخره قلب عاشقارو

آقا   به خدا ما جزوِ زائراتیم

آقا   به خدا نوکر بچه هاتیم

ای تو...نور حیّ سرمد       مولانا یا احمد

برا ما ای به فدای نورِ

مهر تابانِ خوش عهدیِ تو

بهترین عیدیِ ماهِ ربیع

خبر ظهور مهدیِ تو

یا نبی یا مصطفی یا احمد...

 

*دم به دم ، دمِ زیبای قلب عاشق

سیدی مددی یا امامِ صادق

شاده   دلِ ما به یمنِ مقدم تو

چشمام    مونسِ نسیمِ شبنم تو

هستی...تو قرآنِ ناطق      یا امامِ صادق

ای نگار ناب و بی قرینه

آرزوی دل ما همینه

یه روزی با مرگ آل سعود

روز میلادِت بیایم مدینه

گل فاطمه(س) امامِ صادق

* * * * * * * * * * * * * *

زمزمه مسجدی میلاد پیغمبر صلوات الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام


یا رسولَ الله یا رسولَ الله...

ای ثنای تو بر لب یزدان                  مظهرالله و خسروِ خوبان

ماه ربیع و ماه سرور است              ذکر ملائک کوثر و نور است

نور مجسّم آمده دنیا                     رسول اعظم آمده دنیا

مکّه ز نورش گشته مصفّا               آمده دنیا سیّد بطحا

ختم رسولان خواجه ی لولاک          سَیدُ العالم سَرور افلاک

خواهم که باشم ای بی قرینه        میلادت را در شهرِ مدینه

گنبد خضرا قبله ی دلها                 مهرت سرشته در آب و گِلها

ای گلِ زهرا(س) امامِ صادق...

آمده دنیا قرآنِ ناطق                      یوسف احمد امامِ صادق

شهر مدینه گشته چراغان              از فروغ این کوکب تابان

این ثمره ی باغ رسول است           فرزند حیدر سبط بتول است

این آینه ی نور ذات رب                  باشد خورشید سپهر مذهب

گیرد ز گلشن روح خزانی              شیعه ز نورش شَوَد جهانی

پسر احمد آمد خوش آمد             جان محمد آمد خوش آمد

* * * * * * * * * * * * * *

سرود یا شور - میلاد پیغمبر صلوات الله علیه و آله

مولا رسولَ الله رسولَ الله رسولَ الله...

جانم به فدای تو و لطف و کرم تو

مرغ دل ما پر بزند تا حرم تو

ای گنبد خضرای تو عرش دل عالم

مهر تو بود زینت آب و گل آدم

ای از سوی حق بر همه ی خلق پیمبر

ای رحمت حق را تو به حق جلوه و مظهر

یک جلوه ز زیبایی تو لاله ی صحرا

با دشمن خود نیز نمایی تو مدارا

ای مکتب تو راسخ و پاینده همیشه

از نور تو اسلام بود زنده همیشه

از لطف تو سرمایه ی اِکرام فراهم

ای دین تو ناجی همه خلق دو عالم

قرآن خدا بارد از آفاق  لسانت

لعنت به کسی که به شما کرده اهانت

ای آنکه بت از عرصه ی بتخانه شکستی

مظلومترین فرد تو هستی و تو هستی

مظلومی و مظلومیتت دارد ادامه

بنگر به دمشق و به فلسطین و منامه

بنگر ز جفا امّت تو خونجگر هستند

در دشت ستم خونجگر و در به در هستند

کو حمزه که سیلی بزند مُقتدر و سَهل

در پیش همه بر رخ اصحاب ابوجهل

بنما تو دعایی که دگر یار بیاید

بر یاری اسلام ، علمدار بیاید

* * * * * * * * * * * * * *

سرود مسجدی میلاد پیغمبر صلوات الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام

مدیحه خوانیم با یک دل شاد/بهر میلاد دو باب المراد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد 2بار

شد کام دلها/پر شهد و عسل/که حلاوتش/باشد بی مثل

رسول خدا/آمد به دنیا/در هفدهم ِ/ربیع الاول

خدا به عالم هدیه از لطف و عطا داد/ این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

مدیحه خوانیم با یک دل شاد/بهر میلاد دو باب المراد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد 2بار



روشن از دو نور/دلهای عاشق/خنده بر لب ِ/یاس و شقایق

باشد هم جشن ِ/رسول ِ اکرم/وَ هم میلاد ِ/امام ِ صادق

دلهای پیروان شده مدینه آباد/ این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

مدیحه خوانیم با یک دل شاد/بهر میلاد دو باب المراد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد 2بار



جانها فدای ِ/دو جان و جانان/دو سوره ی نور/دو شمس تابان

دو کوه رحمت/دو بحر غفران/دو آیینه ی/طلعت ِ یزدان

دو دلبر خدایی با حُسن ِ خداداد/ این دو میلاد با سعادت تهنیت باد

مدیحه خوانیم با یک دل شاد/بهر میلاد دو باب المراد

این دو میلاد با سعادت تهنیت باد 2بار


* * * * * * * * * * * * * *

سرود میلاد پیغمبر صلوات الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام

*ماه ربیع الاول و میلاد ختم الانبیا

عیدی میده به عاشقا خدا با دست مرتضی

مهر سپهر سَروری یا احمد

جلوه ی نور داوری یا احمد

تو آخرین پیمبری یا احمد

یا رسولَ الله یا احمد(سه بار) مولا مولا یا مصطفی

 

*بارونِ رحمت می باره از ابرای آسمونا

به یمن میلاد کسی که دل ربوده از خدا

مصحف رحمت اومده به دنیا

شکوه عصمت اومده به دنیا

شمس هدایت اومده به دنیا

یا رسولَ الله یا احمد(سه بار) مولا مولا یا مصطفی

 

*ما که اسیر باده ی یاسمن و شقایقیم

دلداده ی ولایت مولا امامِ صادقیم

ای به همه عالم ولی یا مولا

جلوه ی حیّ ازلی یا مولا

عزیز زهرا(س) و علی یا مولا

مولا یا امامِ صادق(سه بار) یبن الحیدر گل زهرا(س)

 

*باغ بهشته برا ما مجلس مدح آقامون

ایشالا که از کرمِش مدینه ای شه دلامون

سیدی ، ای نگار هل اتایی

صورت تو مصحف مصطفایی

دل مارو کن آقا کربلایی

مولا یا امامِ صادق(سه بار) یبن الحیدر گل زهرا(س)


* * * * * * * * * * * * * *

سرود مسجدی  میلاد پیغمبر صلوات الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام
 

همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید

سَیّدِ بطحا آمد حضرت طاها آمد

مکّه شده نورانی ، ز عرش گل افشانی

دلبر دلها آمد ، حضرت طاها آمد

سرشک شوقم جاری ، به گلشن دلداری

لاله ی حمرا آمد ، حضرت طاها آمد

جلوه ی دادار است او ، احمد مختار است او

بنده ی یکتا آمد ، حضرت طاها آمد

به کهکشان عزت ، به آسمان عصمت

مِهر دل آرا آمد ، حضرت طاها آمد

***

همه ز جا بر خیزید به پای او گل ریزید

مصحف ناطق آمد ، حضرت صادق آمد

گوهر بحر عصمت ، شور و سُرور و بَهجت

به قلب عاشق آمد ، حضرت صادق آمد

حجت حیّ یزدان، به گلشن مشتاقان

یاس و شقایق آمد ، حضرت صادق آمد

راحت روح و جانم ، به درد بی درمانم

طبیب حاذق آمد ، حضرت صادق آمد

قلب حزین شیعه ، دل غمین شیعه

به غصه فائق آمد ، حضرت صادق آمد


* * * * * * * * * * * * * *

شور امیر المؤمنین علیه السلام

علی علی علی علی علی ...

منم گدای در مرتضی

چو خاک رهگذر مرتضی

به سینه ام شرر مرتضی

علی علی ...

محبتت گوهر جان و تن

ببین خرابی احوال من

مدد به حقّ حسین و حسن

علی علی...

*بده به درد فراقم دوا

نما تو حاجت دل را روا

بِبَر مرا نجف و کربلا


* * * * * * * * * * * * * *



امام حسن عسکری(ع)-شهادت


امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خون می چکد ز دیده ی در خون شناورم

در بُهت چشم های گهربار مادرم

سوز عطش به ریشه ی من تیشه می زند

خشکیده شاخه های بلند صنوبرم

در انتهای مغرب رنگ کبود رفت

خورشید پر فروغ جمال منورم

از هرم زهر و معجزه ی لخته های خون

یاقوت سرخ گشته لبان مطهرم

تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد

تفتیده کوره ای شده گرمای بسترم

با هر نفس تمام تنم تیر می کشد

چشم انتظار قطع نفس های آخرم

در لحظه های آخر عمرم هوائیم

 افتاده شور کرب و بلا باز در سرم

این آرزوی لحظه ی جان دادن من است

با ذکر یا حسین رود جان ز پیکرم

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


امام حسن عسکری(ع)-شهادت


بی قرارم بی قرارم بی قرار

ناله دارم ناله دارم ناله دار

ابر غربت ریزد از چشم ترم

شیعیان! من مجتبای دیگرم

از حسن هستم نشان دیگری

عسگری ام عسگری ام عسگری

بسكه این دنیای من دلگیر شد

یك حسن دیگر ز غربت پیر شد

نیست بی آزار این قالو بلا

نیست بی غمخوار این نور ولا

مادرم تا یار و غمخوار من است

گوشۀ تبعید دربار من است

من ابا المهدی گل پیغمبرم

زادۀ هادی سلیل حیدرم

همچو یعقوبم ز یوسف بی خبر

یوسفم از كودكی شد دربدر

دیده ام در عمر خود غربت بسی

از ولادت تا شهادت بی كسی

من امامم لیك از امّت نهان

روز خوش هرگز ندیدم در جهان

گرچه هستم هر زمان و هر مكان

زادگاه و قتلگاهم پادگان

مِهر تابانم میان ابرها

شمع سوزانم به درد و صبرها

می نویسم روی دیوار شكیب

لحظه ها را آیۀ اَمّن یجیب

دانم آخر در میان سوز و آه

می شود تبعیدگاهم قتلگاه

می گدازد سینۀ سوزان من

وای از تبعیدگاهِ جانِ من

كی من از این دشمنان دارم گِلِه

در دلم از دوستان دارم گِلِه

هرچه بیگانه جفایم كرد هیچ

آشنا هم گر رهایم كرد هیچ

دوستان ! افسوس از رفتارتان

باز با این حال بودم یارتان

استاد سازگار: مداحان برای خودشان کلاس نگذارند +گزارش تصویری و صوت


از مداحان می خواهم برای خودشان کلاس نگذارند این کلاس گذاشتن پدر آدم را در می آورد. من دو خط شعر می گویم دلیل نمی شود خودم را گم کنم.

نکاتی از سخنان استاد سازگار :  را بخوانید

-گناه مثل یک نقاشی زیباست که درونش چیز درستی وجود ندارد. اصولا انسان بیرون کیسه را می بیند و از درونش بی اطلاع است. گناه کردن ممکن است یک لذتی داشته باشد اما درون این لذت چیز نامطلوبی است که بعدا بوی نا مطبوعش انسان را می گیرد.

ادامه نوشته

حسان: شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» زبان حال مادرم است

خبرگزاری فارس: حسان: شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» زبان حال مادرم است

طارق نیوز: حبیب‌الله‌ چایچیان (حسان) درباره ماجرای سرودن شعر «آمدم ای شاه پناهم بده» می‌گوید: بازوی مادر را گرفته بودم و همین‌طور به سمت ضریح حرکت می‌کردیم؛ در همین حال دیدم که حال شعر برایم فراهم شد، دیدم زبان حال مادرم است نه زبان حال من...

 


ادامه نوشته

بیا كه قبلۀ دل، كعبۀ رضا این‌جاست


امام رضا(ع)-مدح

بیا كه قبلۀ دل، كعبۀ رضا این‌جاست

بیا كه مشرق انوار كبریا این‌جاست

بیا به طور تجلی بیا به بزم حضور

بیا كه معنی والشمس و والضحی این‌جاست

دری كه هر كه بساید به آستانش سر

ز رنج و محنت و غم می‌شود رها این‌جاست

اگر كه ملتجی و مضطر و پریشانی

بیا كه مقصد ارباب التجا این‌جاست

بیا به عرض نیاز و ادب كه ز امر خدا

كسی كه تابع حكمش بود قضا این‌جاست

به‌هوش باش در این آستان عرش‌نشان

كه ركن دیـن خدا، فخر ماسوا این‌جاست

بیا كه درگه شمس الشموس، رأس رئوس

كه خلق راسـت به خلاّق رهنـما این‌جاست

مزار رهبر هشتم امان خلق جهان

قویم عروه دیـن مشهد لقا این‌جاست

بـه پای عجز و بـه حال خلوص درآی

به ایـن حرم كـه سرِچشمـۀ بقـا این‌جـاست

بیا به روضۀ رضوان و وادی ایمن

بیا كه حجْـر و حجَـر، زمزم و صفا این‌جاست

دهید مژده به بیمار و دردمند غمین

كه آن‌كه هست به درد و مرض شفا این‌جاست

جمال صبح ازل، نـور دیـدۀ حیدر

سلیل خیر رسل ختـم انبیـا این‌جاست

امام ثامن ضامن علـیّ بن مـوسی

بـزرگ حجت حق، آیت خدا این‌جاست

بیـا بیـا و طلـب كن هـر آن‌چـه می‌خواهی

كه منبع كرم و معـدن سخـا این‌جـاست

بیا چـو «لطفی صافی» بگو به بانگ رسا

بیا كه روضۀ سلطـان دین رضا این‌جاست

به گوش «لطفی صافی» سروش غیب، سرود

بیا كـه روضۀ سلطـان دیـن، رضـا این‌جاست

روی کفنم رضا ...رضا ...بنویسند


امام رضا(ع)-مناجات

ای کاش برای ما دعا بنویسند

یک تذکره ی کرببلا بنویسند

ما حج که نرفته ایم اما کافی است

یک مرتبه حج فقرا بنویسند

آقا به ملازمان بگو نامم را

یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند

ما شیعه که نه ...ولی شما راضی شو

ما را ز محبان شما بنویسند

راضی نشوی که خادمان نامم را

از دفتر نوکران جدا بنویسند

گفتم که پس از مردن من جای دعا

روی کفنم رضا ...رضا ...بنویسند

بهترین هدیه امام رضا(ع) به یک خادم

خادم بارگاه منور و مطهر رضوی می گوید: هرروز پابرهنه تا بهشت می روم. بزرگترین افتخار زندگیم خدمتگزاری به زائران خورشید تابان خراسان است.
به گزارش جهان به نقل از باشگاه خبرنگاران، چند روزی است که خادمان حرم منور و مطهر رضوی میهمان مردم خراسان جنوبی هستند و پرچم بارگاه مطهر و منور رضوی را شهر به شهر می برند تا در آستانه سالروز میلاد آقا علی ابن موسی الرضا(ع) نوای "جانم رضا، جانم رضا" باری دیگر در هر کوی و برزن طنین انداز شود.



ادامه نوشته

نیست کس غیر از خدا آگاه از سوز نهانم

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت

نیست کس غیر از خدا آگاه از سوز نهانم

خون دل هایی که خوردم ریخت بیرون از دهانم

زهر نانوشیده قلبم بود مثل لاله پرپر

بس که آمد بر جگر از دوستان زخم زبانم

در وطن نه در میان خانه ی خود هم غریبم

قاتلم گردیده یارب همسر نامهربانم

قلب من شد پاره آن روزی که خود در کوچه دیدم

مادرم نقش زمین گردید پیش دیده گانم

جعده زهرم داد امّا قاتلم باشد مغیره

بر لب از ظلمی که او کرده چهل سال است جانم

خون دل هایی که زهرا و علی خوردند عمری

اشگ گردید و روان شد از دو چشم خون فشانم

هر کجا افتاد چشمم یا به ثانی یا مغیره

رنگ از رویم پرید و سوخت مغز استخوانم

من که ختم الانبیا خوانده است طاووس بهشتم

در میان آشیان چون طایر بی آشیانم

باغبان گلشن وحیم ولی از بس غریبم

هم نشین خارها در بین باغ و بوستانم

سوخت یاقوت لبم از زهر و شد معلوم آخر

از چه پیغمبر ز طفلی بوسه می زد بر دهانم

گر چه آل مصطفی ظلم فراوان دید «میثم»

نیست از من هیچ کس مظلوم تر در خاندانم

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

وفات پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام مجتبی(ع)-وداع با محرم و صفر

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آه

تاریک تر ز عرصهٔ تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین

اشک عزا به دیدهٔ زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر

دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

پایان عمر سید و مولای کائنات

آغاز دور غربت زهرا و حیدر است

قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر

اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی

چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریهٔ زینب نظاره کن

مانند پیروهن جگر خویش پاره کن....

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در

از بهر قبض روح شریف پیامبر

از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب

بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر

با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه

در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر

یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش

محو نگاه آخر خود بود بر پدر

اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی

روی حسین بر روی قلب پیامبر

دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار

بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر

زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن

از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر

هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه

گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه

مناسبت های آخر ماه صفر

 آخر «ماه صفر»، اول ماتم شده است

دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!

خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی  

رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند

چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:

 آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی»        

آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع

داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»

لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت

میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس

شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول

زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»

کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا

«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما

سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!

باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود

غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود