به سینه تو نباشد چو مُهرِ مِهر علی

امیرالمومنین(ع)-مدح


اگر به حکم تو باشند باد و آتش و آب

و یا به دست تو گردند سنگ و گل زر ناب

اگر مطیع تو گردند خلق روی زمین

و گر مسخر گردد تو را خور و مهتاب

اگر بنای معابد کنی هزاران بار

و یا به نام تو مسجد بنا شود صد باب

اگر به زهد نباشد تو را قدیم و ندیم

و یا ز کثرت تقوی نباشدت خور و خواب

به هوش باش و شنو این سخن ز مردانی

به حق جمله رسولان به حق پنج کتاب

به سینه تو نباشد چو مُهرِ مِهر علی

نباشدت به دو دنیا نصیب غیر عذاب

ای زادگاه فاطمه، ای خانه ی علی

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


الله اکبر ای حرم امشب حرم شدی

بیش از همیشه نزد خدا محترم شدی

آیینه دار آینه ی ذوالکرم شدی

باغ ارم نه، رشک ریاض ارم شدی

ای زادگاه فاطمه، ای خانه ی علی

پروانه ی تو خلق و تو پروانه ی علی

تبریک ای بتان حرم داوری شدید

امشب به کعبه گرم ثنا گستری شدید

از افترای بت شدن امشب بری شدید

در اشتیاق شیر خدا حیدری شدید

امشب به کعبه اُنس بگیرید با علی

ریزید بر زمین و بگویید یا علی

خورشید سجده بر کره ی خاک می کند

زین سجده فخر بر همه افلاک می کند

دیوار کعبه سینه ی خود چاک می کند

پرواز، روح خواجه ی لولاک می کند

امشب شب ولادت جان محمد است

ذکر علی علی به زبان محمد است

امشب صدای دلکش زمزم علی علی است

امشب سرود عالم و آدم علی علی است

امشب دعای عیسی مریم علی علی است

باور کنید ذکر خدا هم علی علی است

آید صدای زمزمه ی مسجد الحرام

با چار رکن خود به علی می دهد سلام

امشب سرود وحی به تفصیل بشنوید

از جوف کعبه نغمه ی تهلیل بشنوید

تنزیل و قدر و نور به ترتیل بشنوید

بانگ اذان به کعبه ز جبریل بشنوید

بانگ علی علی همه در کعبه سر دهید

میلاد نور را به پیمبر خبر دهید

ای شیر، دخت شیر، زهی شیر داورت

ای کعبه این تو، این گل رخسار حیدرت

داری علی به دامن توحید پرورت

این جان پاک سید بطحاست در برت

هم مام شیر حقی و هم شیر دخت شیر

شیر خدا ز سینه ی پاک تو خورده شیر

ای طلعتت جمال جمیل خدا علی

ای بر تمام خلق خدا مقتدا علی

ای کرده حق به حضرت تو اقتدا علی

ای جان جان، که جان جهانت فدا علی

ای در تمام مُلک خدا ذکر خیر تو

مولود کعبه رکن حرم کیست غیر تو

مرآت حُسن خالق سرمد تویی علی

توحید تو، حقیقت احمد تویی علی

قرآن روی دست محمد تویی علی

حدّت همین که رحمت بی حد تویی علی

قرآن کتاب مدح و خدا مدح خوان توست

جای لب رسول خدا بر دهان تو است

اگر چه كودكي اما بزرگ دنيايي

طلوع چشم تو را افتاب باور كرد
هواي امدنت چشم را كبوتر كرد
ستاره هم به نوايي رسيد از نورت
حضور سبز تو حال زمانه بهتر كرد
كنار خانه اقا فرشته باران است
چه،خنده هات زمين را فرشته پرور كرد

 

به چشم هاي تو سوگند، اي علي چهره
خدا به خلقت چشمت دوباره محشر كرد
هزار مرتبه شكر است بر لبم،هر روز
كه حق شفاعت ما را به تو مقدر كرد
تو همطراز دو دست رشيد عباسي
و فاطمه به شما يك حساب ديگر كرد
خدا كه خواست مرا هم كسي ببيند،پس
مرا هميشه گداي عليِ اصغر كرد
سرودن از تو تواني عظيم ميخواهد
عنايت از كلماتي كريم ميخواهد
تو انتخاب خدايي براي فرداها
ضمانت تو اميد حسينيِ ماها
اگر چه كودكي اما بزرگ دنيايي
نديده اند شبيه تو چشم دنياها
چه معجزيست به چشمان فاطمي ات كه
مسيح چشم تو جان ميدهد به عيسي ها
من از قبيله دردم،غلام زاده ي تان
تو از قبيله عشقي ز نسل اقاها
چه اهوانه مرا تا جنون كشاندي و
نوشته ايم يكي از تمام ليلا ها
هنوز زمزمه مادرم به گوشم هست
كه مي سرود شما را به جاي لالا ها
قسم به لحظهء بالا نشيني ات تا عرش
مرا ببر به حريمت در اوج بالا ها
ببر به سمت جنونم به عشق محرم كن
تمام سال مرا هفتم محرًم كن
طنين خنده تو تا به اسمان پيچيد
دل حسين به هر خنده تو ميلرزيد
بدون هيچ معطل شدن به دست پدر
دوباره اسم شما هم فقط علي گرديد
نشسته اند كنارت ذخيره هاي زمين
شده تجمع ماه و ستاره و خورشيد
فقط نشانِ بزرگيِ خانواده توست
كه پير و كودكتان اينچنين كرم داريد
چه كرده درس نگاهت كه اينچنين گشتند
مريد و شيفتهء تو مراجع تقليد
درست مثل دو دست گره گشاي عمو
خدا به دست تو باب الحوايجي بخشيد
در ارزوي علمداري ات كنار عمو
چه خواب ها كه برايت رباب خواهد ديد
عزيز من پسرم پا به راه خواهي شد
تو هم براي خودت يك سپاه خواهي شد
حماسه ي تو هنوز از زبان نيفتاده
توسلِ به تو از چشممان نيفتاده
تو قصه شبِ مادر بزرگ هاي كه
كرامت نفست از بيان نيفتاده
شعاع دلبري ات شاهزاده بي حد بود
كه اسمت از دهن اسمان نيفتاده
عروج سرخ تو محكم نمود راه غدير
چرا كه نام علي از اذان نيفتاده
نيامده به سفر ميروي مراقب باش
كه چشم شور پيِ كاروان نيفتاده
خدا كند كه دروغ است اينكه ميگويند:
چه بارها كه سرت از سنان نيفتاده
دوباره شاعر دلخسته مينويسد اين
دو مصرعي كه هنوز از دهان نيفتاده:
چه قدر زير گلويت سفيد و جذاب است
به قب قبت اثر بوسه هاي ارباب است
********
شاعر : حسن کردی

 

یا جواد الائمه ادركنی

امام جواد(ع)-مناجات

خون شد از غم دلِ خدا جویم

درد بسیار و نیست دارویم

می فشانم سرشك و می گویم

یا جواد الائمه ادركنی

سینه ای پُر شرار دارم من

دل و جانی فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

یا جواد الائمه ادركنی

روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصیت سیاه شده

راهِ من منتهی به چاه شده

یا جواد الائمه ادركنی

خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كویت كجا پناه آرم؟

یا جواد الائمه ادركنی

ای كه روح عبادتی ما را

عذر خواهِ قیامتی ما را

جانِ زهرا عنایتی ما را

یا جواد الائمه ادركنی

تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گدای درت جواب بده

یا جواد الائمه ادركنی

دردِ من را دوا كنی چه شود؟

حاجتم را روا كنی چه شود؟

قسمتم كربلا كنی چه شود؟

یا جواد الائمه ادركنی

عزت عالمین می خواهم

نجف و كاظمین می خواهم

طوفِ قبر حسین می خواهم

یا جواد الائمه ادركنی

من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

یا جواد الائمه ادركنی

همسرت كرد نامراد تو را

ساخت مسموم از عناد تو را

ای كه خوانده پدر جواد تو را

یا جواد الائمه ادركنی

ساکن کاظمین گویا از سمت «باب الجواد» می آید

امام جواد(ع)

ساکن کاظمین گویا از سمت «باب الجواد» می آید

چون شهابی که روی دامانش، نور در امتداد می آید

عهد فرزند با پدر این است، می شود زائرش به رسم ادب

این هم از طرز احترامش هست، موقع بامداد می آید

دست بر سینه برده می گوید: «السّلامُ علیک یا سلطان»

« وَ علیکَ السّلام » از مرقد، بال بر بال باد می آید

زائری دلشکسته می فهمد، کاظمینی شده هوای حرم

نه فقط او که هر چه زائر هست ، با همین اعتقاد می آید

آمد و با کرامت قدمش، دل هر سنگ غرق شادی شد

بانگ از عمق جانشان برخاست، این که «خیر العباد» می آید

دست در دست پنجره فولاد، فلج و کور را مداوا کرد

دیدمش سوی صحن گوهرشاد، آن گُهَر شادِ شاد می آید

باز یک روز ساکن مشهد، می رود مرقد پدر وَ پسر

«السّلام علیکُما» گفته، سمت « باب المراد » می آید

***

آخر شعر می رسم حالا، می رسم با دو چشم خون پالا

نذر آن گنبد این قد و بالا، بر لبم «إن یکاد» می آید

والله جواد است جواد است جواد است

امام جواد(ع)-ولادت

امشب به شبستان ولایت قمر آمد

خورشید جمالات خدا جلوه‌گر آمد

طوبـای تمنـای رضـا را ثمـر آمد

در بیت رضا بـاز رضای دگـر آمد

میـلاد جـواد ‌بـن جـواد بـن جـواد است

این باب مراد است مراد است مراد است

خیزید که امشب شب شادی و سرور است

خیزیـد کـه میــلاد تجلی گــه نــور است

هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است

از پـا ننشینیـد شـب صبـح ظهــور است

رخسـار خداونـد، عیان آمده امشب

یا باز، محمّد به جهان آمده امشب؟

این موهبت و لطف خداداد، مبارک

بر آل محمّـد شـب میـلاد، مبارک

این عید بود بر همه اعیاد، مبارک

میـلاد جـواد بـن ‌رضا بـاد، مبارک

جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب

قرآن به روی دست رضا باز شد امشب

سـر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی

کارش ز همه خلق جهان عقده‌گشایی

جان همگـان در قـدمش باد فدایی

جود آمـده بـر درگـه او بهـر گدایی

در وسعـت ملـک ازلـی نـور ببینید

ای چشم بد از ماه رخش دور! ببینید

ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش

ای مهر ببـر سجده به خاک سر کویش

ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش

ای خلـق خـدا روی بیـارید بـه سویش

این باب کرم، باب دعا، باب مراد است

والله جواد است جواد است جواد است

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد

امام جواد(ع)-مدح

الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد

کلام توست همه نور یا امام جواد

ائمه‌اند جواد و توئی جواد همه

که گشته جود تو مشهور یا امام جواد

سزد ز لعل لب حضرت رضا ریزد

به مدح تو دُر منثور یا امام جواد

اگر چه نزد شما آبروی نیست، مرا

مکن ز درگه خود دور یا امام جواد

گدایی‌ام به درت جز بهانه‌ای نبوَد

مراست وصل تو منظور یا امام جواد

به روی زائر تو بوسه می‌زند جبریل

به ذکر «سیعک مشکور» یا امام جواد

به کاظمینِ تو روی نیاز برده کلیم

سلام می‌دهد از طور یا امام جواد

جحیم اگر تو نگاهش کنی حدیقۀ گل

بهشت بی تو کم از گور یا امام جواد

اگر چه ران ملخ هم ندارم ای مولا

مرا بخوان به درت مور یا امام جواد

قضا به حکم تو محکوم، ای ولیِ خدا

قدر به امر تو مأمور یا امام جواد

لباس نور مرا بر تن از ولادت توست

گناه، وصلۀ ناجور یا امام جواد

خدا ثنای تو را گفته و چگونه مرا

بوَد ثنای تو مقدور یا امام جواد

لب تو داشت تبسّم، ولی دلت را بود

هزارها غم مستور یا امام جواد

ندید دختر مأمون جلال و قدر تو را

چو بود چشم دلش کور یا امام جواد

هزار مرتبه نفرین به دختر مأمون

که شد به قتل تو مسرور یا امام جواد

فراز بام به گرد تن تو بگرفتند

پرندگان هوا شور یا امام جواد

شهادت تو در آن حجره با لب تشنه

بوَد تجسّم عاشور یا امام جواد

عنایتی که شود روز حشر «میثم» هم

به دوستی تو محشور یا امام جواد

امام جواد(ع)

امام جواد(ع)-مدح و مناجات و شهادت

ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای سلامت جود بر جود و عطایت یا جواد

ای که بارد جود از دست گدایت یا جواد

ای صفای دل حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان خاک پایت یا جواد

دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد

ای کرم داران، درم داران، گدای کوی تو

حسن کلّ انبیا در طلعت دلجوی تو

خوی احمد، خوی حیدر، خوی زهرا، خوی تو

نخل طوبی سایه ای قامت دلجوی تو

چشم خلقت، دست خلقت، روی خلقت، سوی تو

کعبه ی جان همه دار الولایت یا جواد

در جمال بی مثالت ای عزیز مرتضی

می توان روی خدا را دید با چشم رضا

نیست خالی آنی از نور تو دامان فضا

حکمرانی می کنی هم بر قدر هم بر قضا

سجده آورده است بر خاک درت صبر و رضا

ای رضای حضرت حق در رضایت یا جواد

آفتاب چشم خورشید ولایت کیست تو؟

آسمان جود و دریای عنایت کیست تو؟

مشعل پیوسته تابان هدایت کیست تو؟

صورت حق را فروغ بینهایت کیست تو؟

کلک صنع کبریا را طرفه آیت کیست تو؟

جز خدا نتوان کسی گوید ثنایت یا جواد

کودکی بودی که نور از دانشت عالم گرفت

علم از فیض تو فیض عیسی مریم گرفت

دست حیرت بر لب خود زاده ی اکثم گرفت

دید در ظاهر تو طفلی رتبه ات را کم گرفت

پنجه ی نطق تو حلقوم ورا محکم گرفت

گشت مبهوت کلام دلربایت یا جواد

پور اکثم لب چو بگشایی اسیرت می شود

قدرت مأمون عّباسی حقیرت می شود

علم مدیون کلام دلپذیرت می شود

نور هم پروانه ی روی منیرت می شود

هر نفس یک وحی از حیّ قدیرت می شود

وحی بارد از کلام جانفزایت یا جواد

الا مــاه رجــب تابنــده مـاه دیگرت آمد

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت

الا مــاه رجــب تابنــده مـاه دیگرت آمد

چـراغ دلفــروز تــا ابــد روشنگـرت آمد

در آغوش سحر خورشید گردون‌پرورت آمد

مه و مهر و فلک را کن نثارش، اخترت آمد

فروغ حسن غیب است اینکه امشب در فضا داری

تو در دامن علـی بـن جـواد بن رضا داری

زهی این گل که آغوش خداوند است گلزارش

سـلام الله دائــم بـر قـد و بـالا و رخسارش

کلاف جان به کف، صد یوسف مصری به بازارش

جواد ابن رضا چشم و دلت روشن به دیدارش

به مـرآت جمــال بـی‌مثالش ده ولی را بین

در این آیینه امشب هم‌ محمّد هم علی را بین

جمـالش از جمال کبریـا دارد حکایت‌ها

کمـالش از کمــال انبیــا دارد روایت‌ها

عیان در مصحف روی منیرش کل آیت‌ها

هدایت گشته در خط تولایش هدایت‌ها

حکایت از حـسن دارد جمال نازنین او

همانا نور مهدی می‌درخشد از جبین او

تعالی‌الله تعالی‌الله از این حسن خدادادی

که‌ بر هردل‌ دهد با یاد رویش یک ‌جهان شادی

حقیقت یافته در خط نورش خط آزادی

میان چارده هادی شده مشهور بر هادی

جهان غرق تجلایش زمان مهد تولایش

علی نام دل‌آرایش، محمّد محو سیمایش

امام هادی النقی(ع)-شهادت

امام هادی النقی(ع)-شهادت

خون می چکد زدیدۀ در خون شناورم

در بهت چشم های گهربار مادرم

 سوز عطـش به ریشۀ من تیشه می زنــد

خشکیده شاخه های بلند صنوبرم

در انتـهای مـغرب رنگ کبود رفت

خـورشیــد پـر فـــروغ جمـال مـنورم

از هرم زهر و معجزۀ لخته های خون

یــاقــوت سرخ گـشته لبــان مــطهـــرم

تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد

تفتیده کوره ای شده گــرمای بســترم

بــا هــر نفس تمــام تنم تیـر می کــشد 

چــشم انتــظار قطــع نفــس های آخــرم

در لحظه های  آخـر عمــرم هــوایـیم

افتـــاده شــور کرببــلا بــاز در ســرم

این آرزوی لحظۀ جان دادن من است

با ذکـر «یا حسین» رود جــان ز پیــکرم

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


بالاتری ز مدح و ثنا أیها النقی

ابن الرضای دوم ما أیها النقی

با حبّ تو عبادت ما عین بندگی ست

هادی آل فاطمه یا أیها النقی

دارم "ولی" شناسی خود را ز نور تو

مولای من ولیِ خدا أیها النقی

با آن نقاوت نقوی یک نگاه کن

پاکیزه کن وجود مرا أیها النقی

با صد امید همچو گدایان سامرا

پر می کشیم سوی شما أیها النقی

بخشنده تر ز حاتم طائی تویی تویی

مسکین ترم ز هرچه گدا أیها النقی

من هرچه خواستم تو عنایت نموده ای

یک حاجتم نگشته روا أیها النقی

گردد جوانی ام همه ترویج مکتبت

جانم شود فدای تو یا أیها النقی

باید برای غربت تو بی امان گریست

با ناله های حضرت صاحب زمان گریست

شرمنده از قدوم تو چشمان جاده بود

دشمن سواره آمد و پایت پیاده بود

آن ناخن شکسته و آن کاروان سرا

توهین به ساحت تو برایش چه ساده بود

بارانی ست از غم تو چشم سامرا

با دیدن تو اشک ملک بی اراده بود

وقتی که آسمان ز غمت سینه چاک شد

دیدی که عرش سر روی زانو نهاده بود

زهر ستم چه با جگر پاره پاره کرد

دیگر نفس ... نفس ... به شماره فتاده بود

شکر خدا که دشمن تو خیزران نداشت

هر چند دل، شکسته از آن بزم باده بود

آقا بیا و با دل غرق به خون بخوان

از آن سه ساله که پدر از دست داده بود

جانش رسید بر لبش از ضربه های چوب

وقتی کنار طشت طلا ایستاده بود

آرام قلب خسته اش از دست رفته بود

چشم به خون نشسته اش از دست رفته بود

تبریک وتهنیت

دانش آموزان عزیز

امیر حسین خداترس-مهدی سعید نژاد-علی زاهدی

موفقیت شمارا در راهیابی به مرحله استانی جشنواره جابربن حیان

 به شما ومربی ارجمندتان سرکار خانم غفوری

تبریک وتهنیت عرض مینماییم

آموزشگاه نشاط

دوشنبه 30 اردیبهشت1392 ساعت: 8:23 توسط:عباس خنده رو
ضمن تبریک موفقیت فرزند عزیزتان ،امیرحسین،در جشنواره استانی جابربن حیان،از خداوند متعال آرزوی سلامتی برای شما و خانواده محترم را خواهانم.

پاسخ: ممنون از لطف و محبت شما ما محتاج دعای خیر حضرتعالی هستیم
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

شنبه 28 اردیبهشت1392 ساعت: 19:45 توسط:یوسف گمگشته زهرا(ع)
دوست عزیز مداح اهلبیت آقای محمد خداترس موفقیت فرزند دلبندت امیر حسین عزیزرا خدمت شما وخانواده محترم تبریک می گویم آرزو می کنم فردی مفید وارزشمند برای کشور عزمان باشد

پاسخ: قاری محترم مداح گلستان حسینی حاج سید مهدی باختر از بذل محبت شما ممنون مارا در این شهرالله ماه آقا امیر مومنان دعا کنید
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

شنبه 28 اردیبهشت1392 ساعت: 19:38 توسط:الهادی
جناب آقای محمد خداترس مداح آستان حسینی موفقیت فرزند دلبندتان امیر حسین آقا را در جشنواره جابربن حیان تبریک می گوییم واز خداوند متعال آرزوی سلامتی برای ایشان داریم

پاسخ: ممنون بذل محبت فرموید قابل نیستیم از محضر تمام قاریان وقرآن دوستان عاجزانه التماس دعا دارم
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

شنبه 28 اردیبهشت1392 ساعت: 19:26 توسط:مجمع الذاکرین
برادر بزرگوار مداح اهلبیت(ع)آقای محمد خداترس موفقیت فرزند دلبندت امیر حسین عزیز را در جشنواره جابربن حیان خدمت شما وخانواده تبریک وتهنیت عرض می کنیم انشاالله در تمام مراحل زندگی موفق وموید باشند و ازآینده سازان کشور اسلامی باشد خداوند متعال ایشان را به خانواده ببخشد

پاسخ: ممنون بزرگواری فرمودیداز محضر همه مداحان ونوکران آقا ابا عبدالله الحسین(ع)التماس دعا داریم
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

شنبه 28 اردیبهشت1392 ساعت: 19:19 توسط:باختر
برادر بزرگوار مداح اهلبیت(ع)آقای محمد خداترس موفقیت امیر حسین عزیز را خدمت شما وخانواده محترم تبریک وتهنیت عرض می کنم البته از چنین خانواده غیراز این انتظار نیست خداوند ایشان را به شما ببخشد و ایشان راسرمایه آینده مملکت امام زمان قرار دهد

پاسخ: ممنون از بذل محبت شما
حاجی آقای باختر خالصانه وخاضعانه از محضر شما می خواهم که ایشان وما را دعا فرمایید خصوصا در این ماه مبارک رجب المرجب وماه امیر مومنان(ع)
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

پنجشنبه 26 اردیبهشت1392 ساعت: 1:7 توسط:حمید
سلام محمد جان.موفقیت امیر حسین عزیز را به شما و خانواده ی محترم تبریک عرض می کنم.امیرحسین امید آینده ی ما و میهن اسلامی ماست.به جای من ببوسش.
یه سری هم به معرفت بزن.

پاسخ: علیکم السلام
ممنون از لطف شما حاجی آقا ما محتاج به دعای شماییم لطف کردی موفق باشی
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

سه شنبه 24 اردیبهشت1392 ساعت: 9:35 توسط:رمضانعلی احمدآبادی
با سلام ، محمد جان از صمیم قلب موفقیت فرزندتان را به شما تبریک می گویم از این که در خدمت اولیای گرانقدری مانند شما هستیم افتخار می کنیم
آرزوی سعادت و سلامتی شما را از درگاه احدیت آرزو می نمایم .

پاسخ: علیکم السلام
ممنون از بذل محبت شما از محضر شما التماس دعا داریم
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

دوشنبه 23 اردیبهشت1392 ساعت: 17:41 توسط:زارعی
جناب آقای محمد خداترس
انتخاب و درخشش تیم شرکت کننده در جشنواره جابربن حیان (امیرحسین خداترس ومهدی سعید نژاد و علی زاهدی ) دانش آموزان آموزشگاه نشاط در شهرستان آران و بیدگل و راهیابی تیم به مرحله استانی اصفهان را به شما و خانواده های محترم دانش آموزان و نیز به معلم ارجمندشان سرکار خانم غفوری تبریک و تهنیت عرض می نماییم
کارکنان آموزشگاه نشاط

پاسخ: ممنون از لطف ومحبت شما
والدین امیر حسین عزیز هم از مدیریت ،پرسنل،خدمتگزاران خصوصا سرکار خانم غفوری تشکر می کنیم در اصل باید به این عزیزان تبریک گفت انشاالله بتوانیم جبران کنیم
 وب سایت   ایمیل



تبریک وتهنیت

دوشنبه 23 اردیبهشت1392 ساعت: 17:29 توسط:علیرضا زارعی
با سلام و احترام
جناب آقای خداترس موفقیت فرزند عزیزتان به همراه تیم منتخب شرکت کننده در جشنواره جابربن حیان و درخشش آنها در جشنواره شهر اصفهان را به شما وخانواده محترمتان و نیز به خانواده های دانش آموزان این تیم تبریک گفته موفقیت بیش از پیش این عزیزان را از خداوند متعال مسئلت دارم .
موفق و سلامت باشید. زارعی

پاسخ: علیکم السلام
ممنون از بذل محبت شما آقای زارعی ما همیشه از الطاف شما بهره مندیم
ما را از دعای خیر فراموش نکن

امام باقر(ع)

امام باقر(ع)-مدح و ولادت


از روشنی طلعت رخشندۀ باقر

شد نور علوم نبوی بر همه ظاهر

در اوّل ماه رجب از مشرق اعجاز

گردید عیان ماه تمام از رخ باقر

منشق شده از نور «علیّ بن حسین» است

این نور که نورانی از او گشته ضمائر

بر «فاطمه‌ی بنت حسن» بس بُوَد این فخر

کاورده پدید این مه تابندۀ باهر

"باقر" لقب و کنیه "ابو جعفر" و او را

بوده است لقب های دگر، هادی و شاکر

از هر بدی و عیب و زلل اوست مبرّ

جان و تنش از «یُذبَّ عنکم» شده ظاهر

دریای علوم است و زُدایندۀ اوهام

گفتار حکیمانۀ او زیب منابر

از یک نفسش زنده کند صد چو مسیحی

از یک نظرش دیدۀ اعمی شده باصر

یاد آمدش از چهرۀ تابان محمّد

با چشم بصیرت نگهش کرد چو "جابر"

عالم همه شد روشن از آن نور خدائی

شد بارور از او شجر دین و شعائر

خوش باد، زمینی که هم آغوش شد او را

خوش آنکه به سوی حرمش گشته مسافر

دیگر غمی از محنت ایّام ندارد

هرکس به حرمخانه او گشت مجاور

وصفش نتوان گفت «حسان» با سخنی چند

چون، قصّه بلند است و زبان، الکن و قاصر

محمّدی که محمّـد سـلام داده بر او

امام باقر(ع)-مدح و ولادت


شـروع اول مـاه و طلـوع مـاه تمـام

به این شروع، درود و به این طلوع، سلام

خدا بـه حضـرت سجـاد داد فرزندی

کز او بنـای فضیلت گرفت استحکام

محمّدبن‌علـی، باقرالعلـوم کـه هست

ز مــادر پــدر خـود سلالـۀ دو امـام

که هست چار امامش پدر،دو فاطمه مام

عمـو امـام حسن، جـد او امام حسین

دو جد دیگـر او حیدر و رسـول انـام

محمّدی که محمّـد سـلام داده بر او

به روی دست پدر چون علی گرفت مقام

ولـی حـق و شکافنـدۀ تمـام علــوم

که هفت شهر فضیلت از او گرفت نظام

گرفـت دیـدۀ خـود را ز دست او جابر

سلام باد بـر آن دست و این چنین اکرام

روی چـو جـانب بیت‌الحـرام تـربت او

بـه تـن بپـوش ز بـال فرشتگان احرام

دُر چهـار یـم و بحر هفت گوهر پـاک

بر آن چهار یم و هفـت دُر سلام مـدام

امـام پنجـم و پنجـم وصـی ختم رسل

که می‌شونـد رسـل بـر زیارتش اعظام

شـروع علم بـه او، ختـم علـم نیز به او

زهی به حسن شروع و زهی به حسن ختام

گــرفت روز ازل باقـــرالعلــوم لقـب

چنان‌کـه یافتـه دانش بـه نـام او اتمام

اگرچـه بیل کشاورزی‌اش بـود به زمین

بـه یک اشـارۀ او نُـه‌سپهـر گـردد رام

چشمه معرفت-بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اخیر با مداحان1392/2/12

نعمت جریان توسل به اهل بیت(ع) در سرتاسر کشور

 امروز بحمداللّه در سرتاسر كشور شبكه‌ى مداحان و ثناگستران خاندان پیغمبر توسعه پیدا كرده است؛ جمعیت زیادى، استعدادهاى زیادى، دلهاى مشتاقى در میان خود مداحان - كه از جوانهاى ما، پیشكسوتهاى ما، اساتید ما تشكیل شده است - بحمداللّه  میان مردم میروند و وسیله‌ى توسل مردم را فراهم میكنند و سفره‌ى بركت اهل‌بیت را می گسترانند؛ این یك فرصتى است براى كشور ما؛ مثل خیلى از فرصتهاى دیگرى كه ما داریم. برادران مسلمان ما در كشورهاى دیگر، خیلى از فرصتهاى ما را ندارند؛ یكى‌اش همین است. این سلسله و رشته و جریان و شبكه‌ى توسل به اهل‌بیت و محبت اهل‌بیت و برانگیختن عواطف، خیلى فرصت مهمى است. حالا به هر دلیلى، دیگران در مناطق دیگر، از این نعمت بزرگ، از این بركت عام، به این شكل برخوردار نیستند؛ ما داریم.

توجه به عنصر عاطفه و تاثیرگذاری آن

به ادامه مطلب

ادامه نوشته

این نبش قبر عقده دیرینه شماست

این نبش قبر عقده دیرینه شماست
این‌ها گواه جنگ علیه خود خداست
وهاّبیان پست، چرا بس نمی‌کنید؟
اندازه خصومت یک قوم تا کجاست؟
گیرم که نبش قبر کنیدش چه فایده
اینک مزار ابن عدی در قلوب ماست
«یک عده آمدند پی نبش قبر»، آه
این حرف‌ها چقدر برای من آشناست
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضی است
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که

مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه هاست

منبع

حجربن عدی


تولد نور مبارک

سلام دختر دریا ،سلام همسر گل

سلام دختر دریا ،سلام همسر گل

سلام عطر مجسم ،سلام مادر گل

سلام وباز سلام وهزار بار سلام

به کوثری که خدا داد بر پیمبر گل

طلوع کرد وابو جهل های خار نگاه

شدند خوار تر از خار در برابر گل

طلوع کرد وهزاران فرشته از سَر ِشوق

زدند بوسه به قنداقه ی مطهر گل

هلا! سروده ی زیبای اولین شاعر؛

که زینتی به هزاران کتاب ودفتر گل

تورا سرود چه زیبا تورا نوشت چه خوب

به دست خویش خدای پدید آور گل

.......

تورا...!تورا...!چه بگویم که زخم ها خوردی

به این گناه که بودی یگانه دختر گل؟!

 

علی اصغر اقتداری

رسیده حضرت خورشید، مادرم زهرا

شب نزول مثالی لطف و احسان بود

 میان عرش و زمین جبرئیل حیران بود

 میان شهر پیمبر که نور باران بود

 به نام ساقی کوثر ملک غزل خوان بود

 خدا به دست نبی ساغر و سبو می داد

 سه باده از میِ کوثر به دست او می داد

بگو به مریم عذرا که سرورش آمد

 دهید مژده به ساقی که کوثرش آمد

 دلیل خلق علی و پیمبرش آمد

 چه ذوق کرده محمد که مادرش آمد

 رسیده سیب بهشتی شاخه طوبی

 رسیده حضرت خورشید، مادرم زهرا

من از تبار جنونم شما همان لیلا

 به عشق روی شما آمدم به این دنیا

 کلاس اول عشقم، صدا کشی و هجا

 نوشتم آب، بابا، علی، حسن، زهرا

 نوشته ام همه ی عاشقی ست نام حسین

 تو لطف کردی و من هم شدم غلام حسین

قبول می کنی آیا مرا به فرزندی؟

 به روی این پسرت مادرم نمی خندی؟

 گدای تو شده ام؛ شغل آبرومندی

 دوباره قصه سائل، عجب گلوبندی

 دراز سمت شما دست خالی دنیا

 خدای مرحمت بر اهالی دنیا

کویر قلب من از مهر تو غزل خیز است

 دلم به گوشه چادر نمازت آویز است

 و کوچه های دو چشمم ز اشک لبریز است

 بگیر جان مرا گر چه پست و ناچیز است

 به جای آن، شب جمعه به کربلا ببرم

 دلم بهانه گرفته، تو را خدا ببرم

محسن حنیفی

زهرا اگر نبود بهشتی نداشتیم

قدری که داشت قدر مسلّم زیاد بود

خون دلی که خورد کمش هم زیاد بود

او نور خلقت است که در نور خلقتش

زاویّه‌های روشن مبهم زیاد بود

زهرا اگر نبود بهشتی نداشتیم

مهرش اگر نبود جهنّم زیاد بود

در خانه‌اش تمام کنیزان مقدّسند

جایی که مثل حضرت مریم زیاد بود

آری درست، مادرمان زود پیر شد

آری درست، در دل او غم زیاد بود

اما برای سنّ کمش گریه کم کنید

هجده بهار از سر عالم زیاد بود

حامد تجری

کوثر اگر نداشت مِی ای در سبو نداشت

دور از بهار روی تو گل رنگ و بو نداشت

بی آفرینش تو فلک آبرو نداشت

ممکن نبود نام تو را بر زبان برد

یکبار هم، رسول خدا گر وضو نداشت

وقتی که شادمانی تو شادی خداست

دنیا به غیر خنده ی تو آرزو نداشت

پاکی ز اشک نم نم تو آب می خورد

دل بی زلال گریه ی تو شستشو نداشت

منظور حق ز خلقت عالم وجود توست

دنیای بی تو ارزش یک تار مو نداشت

دیوان نور مدح تو قرآن لقب گرفت

کوثر اگر نداشت مِی ای در سبو نداشت

این آسمان وصف تو بسیار دیدنی ست

مدح تو از دهان پیمبر شنیدنی ست

دختری فوق هاجر و مریم

نخل توحید! نوبر آوردی

فـلک نــور! اختــر آوردی

صـدف بحـر رحمـت ازلی!

بـارک‌ الله! که گوهـر آوردی

مــادر فاطمـه! سـلام خدا

بر تو مادر که دختر آوردی

دختری فوق هاجر و مریم

از بـــرای پیمبــر آوردی

از حبیب خـدا! رســول‌ الله

دل ربودی که کوثر آوردی

به! چه کوثر، خدا ثناخوانش

پـدر و مـادرم بـه قربــانش

عصمت داور است این مولود

روح پیغمبر است این مولود

هـم بــود دختر رسول خدا

هم پدر پرور است این مولود

هرچـه گفتنـد در فضائل او

بـاز بالاتـر است ایـن مولود

همسر و کفـو رکن شیرخدا

حیدرِ حیدر است این مولود

بهتـرین دودمــان عـالم را

بهترین مادر است این مولود

جــز خــدا و محمـد و حیـدر

کس ندانست کیست این دختر

این همه هستی رسول خداست

مطلع الشمس آسمان هداست

ایـن تمـام محمد است و علی

بلکــه‌ ام ائمـة النجبــاست

بـه خداونــدی خـدا سوگنـد

هر چه گویم کم است؛ این زهراست

گوهـر نـاب این یگانه صـدف

دو مسیح و دو مریم عـذراست

روح او در تن امام حسن

شیر او خون سیدالشهـداست

بضعـه ی مصطفی بود زهرا

کوثر اوست زینب کبری

مهــر از نــور او وضـــو دارد

مــاه از مهــرش آبـــرو دارد

به همه هستـی حسین، قسم

هرچـه دارد حسین از او دارد

روح وحی است، روز و شب با او

ملـک وحــی گـفت ‌و گـو دارد

از خـدا قـدر و عـزت و اجلال

از نبی خَلق و خُلق و خو دارد

سینه‌اش مخزن علوم خداست

خبـر از غـیب، مـو به ‌مـو دارد

آن که بخشیده علم غیب به او

وحــده لا الـــه الّــا هـــو

ای فــدایی مقـدمت سـرها

مهـر تــو روح پـاک پیکرها

نه فقط ام احمـدت خواندند

مــادری بــر همـه پیمبرها

کوثــری کــز سپهــر دامانت

ریختـه چون ستاره کوثرها

خط و مشی حسین پروری‌ات

مـادری داده یــاد مـادرهـا

با ورود تـو در صف محشـر

اهل محشر کنند محشرهـا

تــا نگـردد شفــاعتـت آغـاز

باب رحمت به کس نگردد باز

کیستـی تـو بهشـت بابایی

سوره ی قـدر و نور و طـوبایی

ما همه ذره و تو خورشیدی

ما همه قطـره و تـو دریایی

راضیـه، مرضیـه، محدثه‌ای

مطلع الفجر زهره، زهرایـی

هم کتاب اللّهـی ز پا تا سر

هم رســول خـدا سراپایی

مطلـع الشمس بامداد ازل

لیلــة القــدر حق‌تعـالایی

قدری و حق به خواجه ی لولاک

گفتـه دربــاره ‌ات و مـا ادراک

ای مقــامت ز وهم‌هــا برتر

قدر و جاهت ز وصف ما برتر

مدح تـو بـر لب رسول خدا

ذکر نابـی ا‌سـت از دعـا برتر

رتبه ی توست از زنـان بهشت

بـه خداونــدی خــدا بـرتر

جز محمد که دست‌بوس تو بود

تـویـی از کـل انبیـا بــرتر

حجـره‌ات کعبه ی دل احمد

بیتـت از بیــت کبریـــا بـرتر

بیت خشت و گلت ستاره ی عرش

حسنینت دو گوشواره ی عرش

روح زوّار آستــانــه ی تــو

کعبه گردد به دور خانه ی تو

دیده ی اهـل آسمان گیـرد

نـور از قبـر بی‌نشـانه ی تـو

آشیان جهان نبود که بود

قلب پیغمبـر آشیـانه ی تـو

طوطی وحی جبرییل امین

دانه خورده ز آب و دانه ی تو

بـار انـدوه ماست یا زهرا

روز محشر به روی شانه ی تو

دوستان را تویی تو در محشر

مــادر مهربــان‌تـر از مــادر

تــو بهشـت پیمبــر مـایی

ظـل معبود، بـر سـر مـایی

بـاز گفتیم و بـاز می‌گوییم

کـه تو در حشر، مادر مایی

روز محشر که مادر از فرزند

می‌گریـزد تــو یـاور مـایی

ما تن مرده، تو ز لطف و کرم

روح از روح بهتــر مــایـی

شرک ممنوع، ورنه می‌ گفتم

که تو معبــود دیگــر مایی

در مقام تو ما همی دانیم

که ثنـای تو را نمی‌ دانیم

تـو بـه معنـا تمـام قرآنی

مــورد احتــرام قـــرآنی

تو زکات جهاد و حج و قیام

تو صـلات و صیـام قرآنی

هم کتاب خدا تو راست امام

هم تــو مــا را امــام قرآنی

گرچه روح است هر کلامش، تو

روح‌بخـش کـــلام قــرآنـی

بـه تـو ام‌ الکتـاب بایـد گفت

آری آری! تـو مــام قـرآنـی

گرچـه عمـری به پای وصف تو زیست

صد چو «میثم» حریف مدح تو نیست

مرحوم حاج ملاحسین مولوی از زبان سازگار


کمتر کسى حاج غلامرضا را به طرز رسمى و شناسنامه اى مى شناسد. از نظر هیأتى ها او شاعر و مدّ اح اهل بیت است. شاعرى د لسوخته ومد ّاحى مرد مى امّا فرهیخته. به عبارت د یگر پیش از آن که شاعر یا مد ّاح اهل بیت باشد، نغمه پرداز شیفتگى ها و د لد اد گى هاى خویش است به ساحت مقد ّس اهل بیت(ع) و از رهگذر این عشق است که از کود کى به مد ّاحى مى پرد ازد و سپس شاعرى را تجربه مى کند و هر بار د ر طى این مراحل، به عنایتى و کنایتى، روشنى راه خویش را - بروشنى - د رمى یابد. شاید خیلى از جوانهاى د یروز، سازگار را با «کربلاى ما خود ش یه کشوره» شناختند.


برچسب‌ها: مصاحبه, سازگار, شاعر, حاج ملا حسین مولوی

ادامه نوشته

ام البنین سابق این شهر عاقبت

حضرت ام البنین(س)-مصائب


قدم اگر خمید، فدای سر حسین

جانم به لب رسید، فدای سر حسین

ام البنین سابق این شهر عاقبت

شد مادر شهید، فدای سر حسین

یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس

لبخند من ندید، فدای سر حسین

هر جملۀ بشیر مرا پیر کرده است

مویم شده سفید، فدای سر حسین

گلچین چهار تا گل گلخانۀ مرا

چه وحشیانه چید، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها

اشکم به رخ چکید، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب

خواب از سرم پرید، فدای سر حسین

عباس پاسبان حرم شد به جای من

دستش اگر برید، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار محقری

آن قامت رشید، فدای سر حسین

اشعار رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها  گریه میکند

وقتی که با صدای رسا گریه می کند

گویا تمام کربو بلا گریه می کند

راحت بخواب مشک تو خالی نمانده است

مادر نشسته مشک تورا گریه می کند

با یاد دست های تو هی سینه می زند

زیر علم برای شما گریه می کند

وقتی بروی فرق سرش مشت می زند

حتما از آن عمود جفا گریه می کند

مادر فدای روی خجالت کشیده ات

زهرا برای تو بخدا گریه می کند

مادر!چه شد که باز نگشتی به خیمه ها

دیدی که شیر خوار خدا گریه میکند؟

یک دستِ تو که بر سر راه حسین بود

آن دست دیگرت به کجا گریه می کند

آن دست را مدینه به یک کوچه دید که

بر روی دست مادر ما گریه می کند

مادر فدای ناز وفایت شود ببین

ام الوفا برای وفا گریه می کند

من پا شدم که راه بیفتم قدم شکست

حالا حسین در همه جا گریه می کند

رحمان نوازنی

آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان

حضرت ام البنین(س)-مصائب

 

من گرد راه حضرت زهرا نمی شوم

هرگز به جای ام ابیها نمی شوم

او دختر پیمبر و همتای حیدر است

من جز کنیز دختر زهرا نمی شوم

هر خدمتی کنم به یتیمان فاطمه

مادر برای زینب کبری نمی شوم

چون بوسه می زنم به قدم های زینبین

بی اذن زینب از قدمش پا نمی شوم

او روح امتحان شده ی قبل خلقت است

بی امتحان عشق که حورا نمی شوم

ضربه نخورده ام که کنم سینه را سپر

دیوار و در ندیده مهیّا نمی شوم

دین را ز پشت در نفس تازه می دمید

صاحب نفس نگشته مسیحا نمی شوم

بی پهلوی شکسته نگردم امین وحی

سیلی نخورده سرور زن ها نمی شوم

آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان

با اسم گل شبیه مسمّا نمی شوم

وقتی حسن به صوت حزین ناله می کند

بنشینم از فغان و ز جا پا نمی شوم


بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته

 

بی گمان امّ البنین با عشق نسبت داشته

چون که در نزد علی بسیار حرمت داشته

التفاتی کرده مولامان و با این التفات

بر سر آن مهربان بسیار منّت داشته

بی جهت ننشسته مهرش بر دل و جان علی

فاطمه با فاطمه، قطعاً شباهت داشته

نام این بانو کنار نام زهرا می برند

بس که این بانو به آن بانو ارادت داشته

صاحب این روح زهرایی شدن آسان نبود

سال ها روی لبش کوثر تلاوت داشته

مهربانی بین که او با بچه های فاطمه

بیشتر از بچه های خود محبّت داشته

تا که بغض بچه ها با نام مادر نشکند

از همین هم نام بردن هم خجالت داشته

رنگ نخلستان گرفته چشم های عاشقش

بس که با غم های مولایش رفاقت داشته

مادر عبّاس شد تا علقمه باور کند

خون او در اصل عاشورا شراکت داشته

از مزار خاکی اش هم می توان فهمید که

هر کسی شد فاطمه سهمی ز غربت داشته

یا اباالفضلی بگو کز خانه ی امّ البنین

دست خالی بر نگشته هر که حاجت داشته

ای همسر سردار جهان، مادر عباس

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


ای همسر سردار جهان، مادر عباس

وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عباس

در بیت علـی آمده! هـمسنگر عباس

خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس

ام‌الشهـدا، فاطمه ی دوم حیدر

هم فاطمه ی دوم و هم زینب دیگر

تو چشمه ی فیض از نفس پنج امامی

تو فاطمه ی بیت شـه عـرش‌ مقـامی

تو همسر تنهـا وصـی خیرالانامی

تو مـادر والا گهـر خـون و قیامی

جوشـد ادب و فضـل ز آیات کلامت

پیوسته ز هفتاد و دو تن باد سلامت

شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد

زینب کـه بـود عصمـت داور به تو نازد

تـا روز جــزا آل پیمبــر بــه تـو نازد

عبـاس تـو در عـرصه ی محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان

یک روزه دهد چـار پسر در ره جانان؟

ای سوخته در شعلـه ی مصباح هدایت

ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت

خشنـود ز رفتـار تـو زهـرای ولایت

جان همه خوبان جهـان باد فـدایت!

با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی

کـردی بـه بنـی‌فاطمـه اظهـار کنیزی

عون تـو شـده در صف عـاشور فدایی

عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی

تا دادن جـان، جعفر تو بود ولایی

عباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایی

چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی

گشتنـد عزیـزان تـو هرچار، حسینی