بیا كه قبلۀ دل، كعبۀ رضا این‌جاست


امام رضا(ع)-مدح

بیا كه قبلۀ دل، كعبۀ رضا این‌جاست

بیا كه مشرق انوار كبریا این‌جاست

بیا به طور تجلی بیا به بزم حضور

بیا كه معنی والشمس و والضحی این‌جاست

دری كه هر كه بساید به آستانش سر

ز رنج و محنت و غم می‌شود رها این‌جاست

اگر كه ملتجی و مضطر و پریشانی

بیا كه مقصد ارباب التجا این‌جاست

بیا به عرض نیاز و ادب كه ز امر خدا

كسی كه تابع حكمش بود قضا این‌جاست

به‌هوش باش در این آستان عرش‌نشان

كه ركن دیـن خدا، فخر ماسوا این‌جاست

بیا كه درگه شمس الشموس، رأس رئوس

كه خلق راسـت به خلاّق رهنـما این‌جاست

مزار رهبر هشتم امان خلق جهان

قویم عروه دیـن مشهد لقا این‌جاست

بـه پای عجز و بـه حال خلوص درآی

به ایـن حرم كـه سرِچشمـۀ بقـا این‌جـاست

بیا به روضۀ رضوان و وادی ایمن

بیا كه حجْـر و حجَـر، زمزم و صفا این‌جاست

دهید مژده به بیمار و دردمند غمین

كه آن‌كه هست به درد و مرض شفا این‌جاست

جمال صبح ازل، نـور دیـدۀ حیدر

سلیل خیر رسل ختـم انبیـا این‌جاست

امام ثامن ضامن علـیّ بن مـوسی

بـزرگ حجت حق، آیت خدا این‌جاست

بیـا بیـا و طلـب كن هـر آن‌چـه می‌خواهی

كه منبع كرم و معـدن سخـا این‌جـاست

بیا چـو «لطفی صافی» بگو به بانگ رسا

بیا كه روضۀ سلطـان دین رضا این‌جاست

به گوش «لطفی صافی» سروش غیب، سرود

بیا كـه روضۀ سلطـان دیـن، رضـا این‌جاست

روی کفنم رضا ...رضا ...بنویسند


امام رضا(ع)-مناجات

ای کاش برای ما دعا بنویسند

یک تذکره ی کرببلا بنویسند

ما حج که نرفته ایم اما کافی است

یک مرتبه حج فقرا بنویسند

آقا به ملازمان بگو نامم را

یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند

ما شیعه که نه ...ولی شما راضی شو

ما را ز محبان شما بنویسند

راضی نشوی که خادمان نامم را

از دفتر نوکران جدا بنویسند

گفتم که پس از مردن من جای دعا

روی کفنم رضا ...رضا ...بنویسند

بهترین هدیه امام رضا(ع) به یک خادم

خادم بارگاه منور و مطهر رضوی می گوید: هرروز پابرهنه تا بهشت می روم. بزرگترین افتخار زندگیم خدمتگزاری به زائران خورشید تابان خراسان است.
به گزارش جهان به نقل از باشگاه خبرنگاران، چند روزی است که خادمان حرم منور و مطهر رضوی میهمان مردم خراسان جنوبی هستند و پرچم بارگاه مطهر و منور رضوی را شهر به شهر می برند تا در آستانه سالروز میلاد آقا علی ابن موسی الرضا(ع) نوای "جانم رضا، جانم رضا" باری دیگر در هر کوی و برزن طنین انداز شود.



ادامه نوشته


 
                    

                     
 
                    

                    

                    



     

ماه هشتم قبلۀ هفتم نمایان آمده


امام رضا(ع)-مدح و ولادت

آسمان وحی را بار دگر جان آمده

الخبر! ای قوم خورشید خراسان آمده

ابر ظلمت پر شد و مهر ولا تابید ناب

ماه هشتم قبلۀ هفتم نمایان آمده

چلچراغ موسیِ جعفر هبوط از عرش کرد

گفت بابایش مرا نور شبستان آمده

حُسن یوسف را بگو او را قیاس از خود مگیر

در حقیقت با رضا یوسف به کنعان آمده

چرخ دوّار ولایت را تکامل بخش اوست

مَسند آل امامت را نگهبان آمده

پنجمین سَرو روان باغ و بستان حسین

کوثر ثانی به رقم خصم قرآن آمده

ترجمان سورۀ والشمس لب ها را گشود

ذاکر تقدیس و تسبیحات سبحان آمده

اشهد ان لا الهَ گفت و الّا الله نیز

با محمد خواند نام اولیاء الله نیز

هرچه وصفش بیشتر آشفته حالان بیشتر

هرچه وصلش پیش تر بشکسته بالان بیشتر

هرکه حبّش نابتر روحش به پیچ و تابتر

هرکجا محراب تر دل های نالان بیشتر

پیچش گیسوی او وقتی نمایان می شود

در شب رؤیایی اَش نازک خیالان بیشتر

هیبت مولایی اَش بنشاند بر لب یا علی

بیت عترت پر شد از حیدر جمالان بیشتر

جلوۀ زهرایی اش رسوا کند خورشید را

با جلال وجه او وجهِ جلالان بیشتر

عالم آل پیمبر شد که شیدایی کند

در نماز عشقِ او احمد وصالان بیشتر

خلقت موسی کجا و زادۀ موسای ما

هست در سینای او موسی خصالان بیشتر

گر بر این تاجِ غلامیِ رضا زیبنده ایم

ما به عشق زادۀ موسی بن جعفر زنده ایم

رزق مرا امام رضایی نوشته اند


امام رضا(ع)-مدح و مناجات

معمار می شوی و بنای تو می شوم

مانند یک ضریح برای تو می شوم

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن

بیمارم و دخیل شفای تو می شوم

بالم به بام هیچ کسی پر نمی دهد

تا یا کریم صحن و سرای تو می شوم

حتی کنار کعبه تو را می دهم نشان

قبله توئی و قبله نمای تو می شوم

میلت اگر کشید ضمانت کنی مرا

آهوی با وفای وفای تو می شوم

روزی اگر بناست فدای کسی شوم

سوگند می خورم که فدای تو می شوم

ناراحتم خدای نکرده ولم کنی

من تازه دارم از فقرای تو می شوم

شب های قبر منتظرم ایها الرئوف

بیهوده نیست اینکه گدای تو می شوم

دست مرا برای گدایی نوشته اند

رزق مرا امام رضایی نوشته اند

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو


امام رضا(ع)-مدح و ولادت

دل اگر دیده به دلدار نبندد چه کند

دیده گر از کرمت بار نبندد چه کند

تا دل سوخته را مثل تو دلداری هست

دل اگر دیده ز اغیار نبندد چه کند

دارد آن خاک وجوبت که ندارد کعبه

زائر این حرز به دیوار نبندد چه کند

دل ز عالم به خدا حُجب نگاهت ببرد

مِهرت آیینه به رخسار نبندد چه کند

دلبری چون تو که دل هاست گرفتار غمش

چشم بر چشم گرفتار نبندد چه کند

کیست شایستۀ مدح قد سرو تو رضا

دل دخیل قدم یار نبندد چه کند

سائلت وقت عبور تو ز بازار نظر

راه با چشم خریدار نبندد چه کند

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

ای همه عالم امکان شده سرگردانت

وی سر خان ولای تو همه مهمانت

همه افلاک به زیر قدمت ریگ رَهَند

همۀ کون و مکان ریزه خور دستانت

پلک مستانه چو بر هم بنهی شب گردد

دیده چون باز کنی روز شود حیرانت

سایه بر سر فکن ای دودۀ زهرا و علی

دودمان تو نظر دوخته بر چشمانت

پارۀ جان پدر کوثر ثانی رسول

مادرت محو ز بر داشتن قرآنت

چون به توحید گشودی لب شیرینت را

مَلَک از هر سخنت بُرد دُر غلطانت

انبیاء کارگذار ره نورانی تو

پاسبانان مقرب همگی دربانت

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

گرچه گشتیم سخن ساز نگفتیم از تو

هر چه گفتیم سخن باز نگفتیم از تو

آری از هر دری آوای غزل سر دادیم

ای غَمَت جاذبه پرداز نگفتیم از تو

از دم عیسی مریم همه دم دم زده ایم

ای مسیحای بشر ساز نگفتیم از تو

سخن از کشف و کرامات بزرگان گفتیم

ای همه عمر تو اعجاز نگفتیم از تو

گر تویی ضامن آهو و شفا بخش مریض

کیست طاغوت برانداز نگفتیم از تو

تو ولیعهد همه آل رسول اللهی

گر چه سلطان سرافراز نگفتیم از تو

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

ای همه مُلک جهان بر تو خراسان آقا

ذره خورشید شود نزد تو آسان آقا

آشنایان اگر ای یار تو را نشناسند

می شناسند تو را چهره شناسان آقا

گر همه عالم و آدم ز رهت برگردند

تا خدا هست دلت نیست هراسان آقا

قدر لطف تو اگر خلق ندانند بد است

ای دعاگوی همه نیک سپاسان آقا

حیف اگر رنگ مناجات نگیریم از تو

که تو دوری کنی از سست حواسان آقا

میزبان داری اشرار ز اخلاق تو نیست

می نشینی به بَر کهنه لباسان آقا

هر گَه از کرب و بلا دور بمانی یعنی

کربلای دل ما هست خراسان آقا

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم
من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام
من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین
جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام
اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو  
***حاج علی انسانی***

هرگز کسی نگفت که رنجورم از رضا


امام رضا(ع)

آقای ما که نیست بدهکار هیچ کس

مدیون نمی شود به دل زار هیچ کس

هرگز کسی نگفت که رنجورم از رضا

جز او نبود جود، سزاوار هیچ کس

ای آشنا به غیر تو از روز اولم

چشمم نبود تشنۀ دیدار هیچ کس

مانند تو میان رئوفان نمی شود

دلدادۀ صدای گنه کار هیچ کس

تو آبروی روی سیه را نمی بری

این گونه کس نبوده خریدار هیچ کس

قلب رئوف تو همه را مهربان کند

ورنه کسی نبود هوادار هیچ کس

آن که سرشت آب و گل فاطمی ما

ما را نساخت غیر تو غم خوار هیچ کس

خوشبخت آن دلی که گرفتار زلف تست

این دل نمی رود پی رخسار هیچ کس

ما را برای عاشقی ات آفریده اند

این گونه نیست نیّت معمار هیچ کس

ما را شبیه آهوی صحرا رها مکن

جز تو نمی شویم گرفتار هیچ کس

ما که دخیل پنجره فولاد بسته ایم

دیگر نمی رویم به دربار هیچ کس

شاه غریب و این همه سائل کنار خود

جز ما نداشت سید و سالار  هیچ کس

ایوان طلای تو به نجف می برد مرا

این گونه نیست جذبۀ تالار هیچ کس

جز از برای منتظران و حسینیان

روی تو نیست یوسف بازار هیچ کس

تمام می شود امشب محرم و صفرم


وداع با محرم و صفر

هر آن چه گریه بریزم به قلب شعله ورم

دوباره سر شود آتش از آتش جگرم

غم فراق تو و هجر این دو ماه عزا

دو غصه می شود و بیشتر زند شررم

نمی توانم باور کنم، خدا! دارد

تمام می شود امشب محرم و صفرم

بیا ببخش مرا قول می دهم دیگر

که جان سالم از روضه ها به در نبرم

کبوترانه ببین جلد بام گریه شدم

از این به بعد کجا سر کنم کجا بپرم؟!

تو چشمه چشمه خروشی منم که خاموشم

تو گریه می کنی و این منم که بی خبرم

مرا جدا نکن از جامه عزا آقا

اگر جدا شوم از روح خویش محتضرم

مقیم روز و شب کوی روضه بودم من

بدون روضه درین روزگار در به درم

خدا کند زمان زودتر گذر کند و

برای فاطمیه جامه عزا بخرم

بیا و امشب از مشهد الرضا آقا

به کربلا برسانم مرا ببر به حرم

به  روی  گنبد  تو  بوسه  می زنه  خورشید

دانلود شعر امام رضا

پر و پنجره

 

 

به  روی  گنبد  تو  بوسه  می زنه  خورشید

 

کنار  پنجره ا ت  جو و نه  می زنه  امید

 

نور دیده ای        تو سپیده­ای          به سیاهی دل میدی خاتمه

 

پُرِ احسا سه        لبر یزِ یا سه           حر مت  مثه  دا من  علقمه

 

* یا علی بن موسی الرضا ...*

 

کا شی کاریهای  حریمت  آ بی  رخساره

 

یعنی  خاک  حرم  شمیم  آسمون داره

 

پر جبرئیل      می­بنده دخیل        تا باشه وقف برداشتن غبار

 

پر و پنجره     بغض و حنجره       از نگاه ما جاریه چشمه سار

 

* یا علی بن موسی الرضا ...*

 

پرچم  سبز  تو جا داره به  روی  مهتاب

 

داره  عطری  مثه  عقیق بیرق ارباب

 

کاش هوایی شم   کربلایی شم      یا رضا بجون فرزندت جواد

 

تا رها می­شم    مسیحا می­شم      با  دمت کنار  پنجره  فولاد

 

* یا علی بن موسی الرضا ...*

 

شاعر : یوسف رحیمی

سبک حاج حسین سازور : میلاد حضرت رقیه (س) 84

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود


مناسبت های آخر ماه صفر

آخر «ماه صفر»، اول ماتم شده است

دیده ها پر گهر، و سینه پر از غم شده است

آه ای ماه، که داری به رخت گرد ملال!

خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای ماه سفر کرده که «سی روزه» شدی  

رنگ رخسار تو، همرنگ «محرّم» شده است

عرشیان، منتظر واقعه ای جان سوزند

چشم قدسی نفسان، چشمه ی زمزم شده است

شب تودیع پیمبر، شهدا می گفتند:

 آه از این صبح قیامت، که مجسم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمین «سایه ی وحی»        

آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

«مجتبی» گلشنی از لاله به لب، کرد وداع

داغ او، داغ دل عالم و آدم شده است

باغ، لبریز شد از زمزمه ی «یاس کبود»

لاله، دل تنگ تر از حجله ماتم شده است

میهمانی، که «خراسان» شد از او باغ بهشت

میزبان غم او «عیسی مریم» شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در توس

شب، پی کشتن «خورشید» مصمم شده است

تا بسوزد «دل ذریه ی» زهرای بتول

زهر در ساغر انگور فراهم شده است

راستی تا بزند بوسه بر «ایوان طلا»

کمر چرخ به تعظیم شما خم شده است

پایتخت دل صاحب نظران است این جا

«مشهد» انگشت نمای همه عالم شده است

گر چه بسیار خطا دیده ای از ما، اما

سایه ی مهر تو، کی از سرما کم شده است؟

گر چه من ذرّه ی ناقابلم ای شمس شموس!

باز پیوند من و عشق تو محکم شده است

تا کسی بنده ی سلطان خراسان نشود

غمش از دل نرود، مشکلش آسان نشود

سائل کویت کند ناز به سلطان، رضا!


امام رضا(ع)-مدح و شهادت

ای بـه تولای تـو کمال ایمان رضا!

مهر تو در جسم دین خوب‌تر از جان رضا!

زائـر قبـرت بَـرَد فخـر بـه بیت‌الحـرام

سائل کویت کند ناز به سلطان، رضا!

مـور اگــر خرمـن بـذل تــو را بنگـرد

دانه نمی‌گیرد از دست سلیمان رضا!

اگــر بخوانـی مــرا و گــر برانــی مـرا

نمی‌روم از درت، قسـم به قرآن رضا!

عـالـم امکـان بــود نگیــن انگشتـری

مـزار تـو خاتـم عالـم امکان رضـا!

مؤمن اگر آورد طاعت سلمان بـه حشر

بدون مهر شما نیست مسلمان رضا!

به عرش کرد افتخار به فرش داد اعتبار

رسید تا پای تو به خاک ایران رضا!

رواسـت روح‌الامیـن فشـاند از آسمــان

به پـای زوار تـو لالـه و ریحان رضا!

عجـب نـدارم اگـر نـاز بـه جنـت کنـد

اگر تو چشم افکنی به روی شیطان رضا!

حـرام دانـم اگــر در حـرم قـدس تــو

به لب برم نامی از روضۀ‌ رضوان رضا!

جمال حق دیدنی، نیست ولی دیدنی‌ست؛

به روی تو طلعت خدای منـان رضا!

بـدون مهـر تـو گـر نـام خــدا را بـرم

قسم به ذات خدا ندارم ایمان رضـا!

آب سقا خانه ی تو دوای درد ما همه  نوحه


شهادت امام رضا ( ع )

پاره جگر از جفای ظالم بی حیا شدی

در آخر ماه صفر تو مهمان خدا شدی

رضا جان دو چشم جوادت پر آب است

"     "     دل عالم از غم کباب است

"    "     غم دوریت بی حساب است

( رضا جان ۴ )۳

مشهد مقدس تو بهشتمه امام رضا

عشق و محبت تو سر نوشتمه امام رضا

رضا جان تو شاهی و من هم گدایت

"      "   الهی بمیرم برایت

"     "    دعا کن که گردم فدایت

( رضا........... )

آب سقا خانه ی تو دوای درد ما همه

زائران حرم اقا به حال ذکر و زمزمه

رضا جان فدای قشنگی نامت

"    "     منم یک کبوتر به بامت

"    "    که افتاده ام بین دامت

غریب شهر خراسان عزیز زهرایم


امام رضا(ع)

غریب شهر خراسان عزیز زهرایم

رئوف همچو خدای رحیم و یکتایم

به دستگیری سائل همیشه مشهورم

منم که ضامن آهو میان صحرایم

به هر کجا که صدا می کند مرا مسکین

به غربت دل خونم قسم که می آیم

رضای فاطمه را از من غریب بجو

که من کلید رضای علی و زهرایم

به نام من به در آور لباس احرامت

که من خود عاشق این جامه مصفایم

اگر شرایط احرام تو شکسته شده

مدار غصه به حکم تو خورده امضایم

قبولی زحمات محرم و صفر است

هر آن که ناله زند در عزای عظمایم

منم غریب که جز من کسی غریب نشد

به جز جواد کسی بر دلم حبیب نشد

رحلت حضرت رسول اكرم(ص)-شهادت امام حسن مجتبي(ع)-شهادت امام رضا(ع)


امام رضا(ع)-شهادت


ای ضامن آهو همۀ بود و نبودم

قربان تو و لطف و عطای تو وجودم

جان می دهم آقا! عوضش عشق عطا کن

در معامله ای یک طرفه طالب سودم

در بین محبان تو آلوده ترینم


شرمنده از اینم که مطیع تو نبودم

گه گاه تو را دیدم و نشناختم ای وای

صد حیف که آغوش برایت نگشودم

گاهی به سر سفره کنار تو نشینم

همراه تو ای شاه غذا میل نمودم

یا فاطمه می گویم و این اذن دخول است

راهم بده من سینه زن یاس کبودم

گفتم به شما شیعه اثنی عشرم، نه

از کودکیم گریه کن جدّ تو بودم

در صحن دو چشم من از آن روز که وا شد

با گریه و با اشک حسینیه بنا شد

ای حضرت سلطان بنگر حال گدا را

از من بخر این ناله و این اشک و بکا را

پر باز نکردی و کرم لا اقل آقا

وا کن به روی من یکی از پنجره ها را

ای دست شفا بخشی تو پنجره فولاد

انگار مسیح از تو گرفته است شفا را

این نقطۀ پایان محرم، صفر ماست

امضا بنما تذکرۀ کرب و بلا را

امروز، دو ماه است عزادار شمائیم

سخت است در آریم ز تن رخت عزا را

در روز سیه پوشی مان مادرمان بست...

....با دست خودش دگمۀ پیراهن ما را

امروز ولی نیست توقع که بیاید

باید که کند دفع خطر شیر خدا را

جز اشک ندارم به کفم، شاید همین اشک

خاموش کند دامن ام النّجبا را

امروز که از زهر، ز پا تا سرتان سوخت

انگار دوباره، پسِ در مادرتان سوخت 

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه نوشته