دیدار سلطان هندوستان با امام، چند ساعت قبل از شهادت!

 
در تذکرة الشهداء، تألیف ملاحبیب الله کاشانی ماجرای جالبی از دیدار امام حسین(ع) با سلطان هندوستان، آن هم فقط چند ساعت قبل از شهادت ایشان آمده که بی شک به معجزه‌ای می‌ماند.
 
در سرزمین هندوستان، سلطانی بود که «قیس» نام داشت و از محبان حضرت سیدالشهدا(ع) بود. وی در روز عاشورا به قصد شکار به صحرا رفت و آهوئی نظرش را جلب کرد و در پی آن از همراهانش جدا شد تا به دره ای رسید و آهو از نظرش ناپدید شد و ناگه شیر عظیمی در مقابلش حاضر شد و راه او را بست. قیس که حیران شده بود و از طرفی نیز خبر نداشت که امام حسین (ع) در کربلا است، روی به مدینه کرد و عرض نمود: یا اباعبدالله، مرا دریاب.
 
آن حضرت در همان حال که مشغول جنگ بود، به چشم برهم زدنی خود را به سلطان قیس رسانید و آن شیر را از او دفع نمود، سپس قیس نگاه کرد و بزرگواری را دید که چهره‌اش مانند خورشید می‌درخشید ولی بدنش از فراوانی جراحات جای سالمی نداشت، عرض کرد: جانم فدایت تو کیستی که مرا نجات دادی؟ حضرت فرمود: منم حسین بن علی ابی طالب که به او پناه بردی و استغاثه کردی.
 
سپس قیس عرض کرد: این زخم‌ها چیست بر بدنتان؟ حضرت بطور خلاصه ماجرای کربلا را برای وی نقل نمودند. قیس که بسیار متأثر شده بود عرض کرد: سرور من؛ مرا چندین هزار لشگر است، اجازه فرما تا به یاری شما بیاییم. حضرت فرمودند: ای قیس؛ به وعده  شهادت من بیش از چند ساعت نمانده... و سپس حضرت از مقابل سلطان قیس ناپدید گردیدند.
 

مشت خدا از مشت ما بزرگتره

 

دختر كوچولو وارد بقالي شد و كاغذي به طرف بقال دراز كرد و گفت: مامانم گفته چيزهايي كه در اين ليست نوشته بهم بدي، اين هم پولش.

بقال كاغذ رو گرفت و ليست نوشته شده در كاغذ را فراهم كرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندي زد و گفت: چون دختر خوبي هستي و به حرف مامانت گوش مي‌دي، مي‌توني يك مشت شكلات به عنوان جايزه برداري.

ولي دختر كوچولو از جاي خودش تكون نخورد، مرد بقال كه احساس كرد دختر بچه براي برداشتن شكلات‌ها خجالت مي‌كشه گفت: "دخترم! خجالت نكش، بيا جلو خودت شكلاتهاتو بردار"

دخترك پاسخ داد: "عمو! نمي‌خوام خودم شكلاتها رو بردارم، نمي‌شه شما بهم بدين؟ "

بقال با تعجب پرسيد: چرا دخترم؟ مگه چه فرقي مي‌كنه؟

و دخترك با خنده‌اي كودكانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

--------------

داشتم فكر ميكردم حواسمون به‌اندازه يه بچه كوچولو هم جمع نيس كه بدونيم و مطمئن باشيم كه مشت خدا از مشت ما بزرگتره

امام صادق عليه السلام در دعايي مي‌فرمايد:

يَا مُعْطِيَ الْخَيْرَاتِ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُه‏

اي عطا كننده‌ي خيرها! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و به من خير دنيا و آخرت را ـ آن چنان كه در خور تو است ـ عطا نما.

كافي، ج 2، ص  59

آنتی ویروس با آپدیت لحظه به لحظه ...

سلام علیکم

بعضی از نکته ها هست که گفتنش خالی از لطف نیست داداش جون خوبه یادمون نره که ما بنده ی خداییم نه بنده آقا ابلیسه داداش جون هر وقت احساس کردی یه کم داری خوب میشی و با آل علی رفیق میشی و به قول معروف سیگنالت با شبکه های اونا جور میشه تازه کار ابلیسه شروع میشه بزار راحت بگم داداش جون هر گناهی که خودش رو برات آرایش میکنه یک ویروسه که سازنده و طراحش ابلیسه که اگر رو دلت آنتی ویروس ( آل علی ) نصب نباشه راحت وارد میشه دلت رو می بره به طور مثال وقتی که نامحرمی دوروبرت میپلکه بدان که داری برای ابلیسه مهم میشی یا یک غیبت ذهنت رو نجس میکنه داری ویروس های ابلیسه رو نوش میکنی و اگر آنتی ویروس ( آل علی ) نصب نداشته باشی راحت مادر برد و سی پی یو و ... همه رو یواش یواش ولی بلاخره همه رو می سوزونه حالا چرا نوشتم آپدیت لحظه به لحظه این آپدیت لحظه به لحظه رو هر کسی که اگر حداقل نسخه ی چند روزه ی آنتی ویروس ( آل علی ) رو نصب کرده باشه کار خودشو میکنه و

اون آپدیت لحظه به لحظه همین ...  

* روضه های عزیز فاطمه حضرت سیدالشهداء ست * 

که بعضی ها دارن کم کم دور میشن بزرگان توصیه میکنن این آب باریکه رو هر طور میتونی نگه دار حتی روزی چند هزار تومن صدقه بده به فقرا که این رو نگهش داری ... ... ... . . .          . 

سیر در عشق تو را هر که به من هدیه نمود

به فـضـای دل من دشت و دَمن هدیه نمود

چــون خـدا خـواسته من جزء هدایت بشوم

به دلــم مــهــرِ شـه پـاره بدن هدیه نمود

(شوریده)

اگر اطاله ی کلام شد عذر خواهم .


اخلاقی-اندرز

 اخلاقی-اندرز


تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

از سمک تا به سهایش کشش لیلا برد

من به سر چشمه خورشید نه خود بردم راه

ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم

او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

جام صهبا به کجا بود مگر دست که بود

که در این بزم بگردید و دل شیدا برد

خم ابروی تو بود و کف مینوی تو بود

که به یک جلوه ز من نام و نشان یک جا برد

خودت آموختیم مهر و خودت سوختیم

با بر افروخته رویی که قرار از ما برد

همه یاران به سر راه تو بودیم ولی

خم ابروت مرا دید و ز من یغما برد

همه دلباخته بودیم و هراسان که غمت

همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد


امام حسین(ع)-مناجات

امام حسین(ع)-مناجات


ای کاش برای تو اثر داشته باشم

باری ز سر دوش تو برداشته باشم

بی شک تو به دیدار دل خسته می آیی

از آمدنت کاش خبر داشته باشم

سر نذر قدومت نشود بار گران است

ای وای اگر پیش تو سر داشته باشم

بی دینم اگر پیش دو ابروی کمانت

من سجده به محراب دگر داشته باشم

از شوق زیارت دل من بال درآورد

بگذار که در صحن تو پر داشته باشم

تا کرببلا قبله ی عشاق جهان است

حیف است که بر کعبه نظر داشته باشم

من خواسته ام تا که به چشمم رمقی هست

در روضه ی تو دیده ی تر داشته باشم

بگذار که من در عوض آن همه زخمت

یک داغ اقلاً به جگر داشته باشم

امام حسین(ع)-مناجات

امام حسین(ع)-مناجات


شکر خدا برای شما گریه می کنیم

هر شب برای کرب و بلا گریه می کینم

شکرانه محبت تو اشک دائم است

با هر بهانه ای، همه جا گریه می کینم

از آخرالزمان به سلامت گذر کنیم

تا دل به روضه داده و تا گریه می کینم

ما در بهشت دور شما حلقه می زنیم

عباس روضه خوانَد و ما گریه می کینم

وقتی که از عطش لب ما خشک می شود

بر تشنگی طفل شما گریه می کینم

یأبن الشبیب فَأبکِ علی الجدی الحسین

ما پای روضه های رضا گریه می کینم

در کل کربلا به تجلی در آمدی...

بر قطعه های گشته جدا گریه می کینم

گفتند رمز عاشقان شهادت توسل است

تا وصل جاده ی شهداء گریه می کینم

جمعه روز انتظار

منبع