یکی از مشکلات مداحان جوان استاد نداشتن است/ به توصیه علما بعضی شعرها را کنار گذاشتم

با حاج احمد واعظی مداح پرشور و محبوب مشهدی
گاهی اوقات شعرهای خودم را می خوانم. اما از هر کسی که با ذوق و سلیقه ام جور در بیاید هم استفاده کرده ام. از بزرگترهایی مثل حاج علی انسانی، حاج غلامرضا سازگار و ...

عقیق: به قول احمد واعظی، افتخار یک مداح مشهدی این است که به هر شهری که می رود، می گویند بوی امام رضا(ع) آمد! گفت و گوی ما هم ناخودآگاه بارها به طرف حال و هوای حرم سلطان توس کشیده شد و لابه لای صحبت هابه بهانه های مختلف نامی از آقا برده می شد و در نهایت ماندیم و دلتنگی حرم!

ممکن است خیلی از خوانندگان این گفت وگو حاج احمد مواعظی را با برنامه هایی که در مسجد بلال برگزار می شد، بشناسند. اما پایگاه اصلی او، زادگاهش مشهد است. او جزو مداحان میانسال به حساب می آید و به قول خودش نماینده ای از هر دو نسل پیشکسوت و جوان است. حاج احمد شاعر و شعر شناس هم هست و ورود او به این بحث باعث شد که بخشی از گفت و گو به شعر اختصاص یابد. او معتقد است که از نظر بحث فنی مداحی سال هاست که دیگر تفاوت زیادی بین جلسات وجود ندارد. رسانه ای شدن جلسات مختلف باعث شده که سبک و سیاق ها نزدیک به هم شوند. واعظی همچنین از بعضی شاعران _ که حرمت ائمه اطهار(ع)، به ویژه علویات را حفظ نمی کنند_ انتقاد می کند و می پرسد: آیا برای ناموس خودتان هم اینطوری شعر می گویید؟!


ادامه نوشته

خاطره ای از مداح شدن حاج رضا انصاریان

عقیق: خاطره ای از مرحوم حاج رضا انصاریان خادم و مداح حضرت رضا علیه السلام؛

ماجرا به سال ها پیش بر می گردد. به گمانم کلاس پنجم ابتدایی بودم. در کتاب فارسی ما شعری آهنگین و زیبا از سعدی بود که آن را حفظ کرده بودم.

یک روز قبل از اربعین حسینی، داشتم حوض خانه مان را در قم می شستم و شعری را با ریتم برای خودم می خواندم. مادر بزرگم آنجا بود. رو کرد به من و گفت: ننه! قربون قد و بالات! چه صدای قشنگی داری. بیا برای امام حسین بخون، فردا اربعینه.

گفتم: مادر جون ! من شعر ندارم. چی بخونم!

گفت: شعر رو خودم بهت می دم.

مادربزرگم اهل ذکر بود و دفترهایی داشت پر از اشعار آیینی. شعری را به مناسبت اربعین به من داد که فکر کنم از مرحوم ذاکرالشعرا بود.

نجوای بانو زینب کبری(س) با یک بلبل؛

نسیمی گر تو را بر گل وزیده

مرا باد خزان بر گل رسیده

گل تو، سر سوی افلاک برده

گل من، سر به زیر خاک برده

گل تو در برش طفل صغیرش

گل من داغ اکبر کرده پیرش

گل تو زینب دست باغبان بود

گل زینب، اسیر ساربان بمود

گل تو آب شیرین، سیر خورده

گل من، آب از شمشیر خورده

به یاد دارم که تا صبح راه رفتم، این شعر را با صوت و آهنگ خواندم و آن را حفظ کردم. همسایه ای داشتیم به نام حاج معمار. مادر بزرگم به او گفته بود که نوه من فردا بیاید در مجلس امام حسین(ع) بخواند؟ اولین بار در سن 11 سالگی روی منبر رفتم و این شعر را خواندم.

جمعیتی که در آن مجلس بود و حالی که پیدا کردند، واقعاً عجیب بود. نیت پاک مادربزرگم بود که مرا تشویق به حرکت در این مسیر کرد. همان روز حاج معمار به من گفت که فردا را هم بیا.


اصول مناجات خوانی


مناجات خوانی

1 انس و خلوت داشتن مداح با خدا

مداح قبل از اینکه برای مستمعین ادعیه خوانی کند بایستی خود بیش از همه اهل انس و خلوت با معبود باشد . در روایت دارد که حضرت ابراهیم (ع) بدان جهت به مقام خلت و دوستی خداوند رسید که شبها هنگامی که مردم به خواب می رفتند ، او در محراب عبادت می ایستاد و تا صبح مشغول عبادت و سجده بر خداوند متعال می شد .

آسمان فرصت پرواز بلند است ولی       قصه این است چه اندازه کبوتر باشی


ادامه نوشته