امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

نوکر حلقه به گوشیم و اسیر حسنیم

گره کور نداریم فقیر حسنیم

نسل در نسل همه خاک مسیر حسنیم

کشته و مرده فرزند صغیر حسنیم

پیرو راه حسینیم و پریشان حسن

همه گویند به ما بی سر و سامان حسن

در دل مادرمان فاطمه جایی داریم

منصب نوکری شاه وفایی داریم

از عنایات حسن نان و نوایی داریم

خودمانیم چه روزی و بهایی داریم

روی هر شاپرکی را به خدا کم کردیم

رمضان تا رمضان دور حسن می گردیم

حال دادند به ما باز چه بی اندازه

تازه شد ماه خدا حال و هوایش تازه

رمضان از قدمش گشت پر از آوازه

شده استان کرم صاحب یک دروازه

بازهم خیره کننده شده این شادی دل

آمده روز شریف حسن آبادی دل

دست و دل بازترین مرد در این دنیا اوست

اولین معجزه فاطمه و مولا اوست

دل پر از شوق گدایی است اگر آقا اوست

بانی تا ابد خیریه زهرا اوست

همه فخر حسین است علمداری او

الگوی حضرت عباس وفاداری او  

ما را نوشته اند گدای کریم ها

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات

ما را نوشته اند گدای کریم ها

چشمِ امید ما به عطای کریم ها

امروز نه ز روز ازل مست او شدیم

این هم عنایتی ز خدای کریم ها

حاجت نمی بریم به پیش طبیب شهر

ما را بس است خاکِ عبای کریم ها

روزیّ جن و انس و ملک دست مجتبی ست

کاری ندارد این که برای کریم ها

ما را حسین گریه کن مجتبی نوشت

هر کس حسینی است فدای کریم ها

کوریِ چشم دشمن بدخواه مجتبی

عرش خداست صحن و سرای کریم ها

ما را ببر بقیع و ز ما جان ما بگیر

این جان چه قابل است به پای کریم ها

کردم استغفار و عهد خود شکستم بارها

مناجات با خدا

 کردم استغفار و عهد خود شکستم بارها

بایدم زین گونه استغفار، استغفارها

همّتی ای دل که بندم دیده از دیدارِ غیر

تا بود با یار در هر لحظه ام دیدارها

آنکه جان دارد ولی از یاد جانان غافل است

کم بود از نقش بی جان بر روی دیوارها

بار معبودا مرا با ذکر خود حالی ببخش

ورنه می میرد دلم همچون تن مردارها

تیری از تقوا و شمشیری ز طاعت بایدم

تا کنم با دیو نفس خویشتن پیکارها

وای بر حالم اگر این رشته های معصیت

در لحد پیچند دور گردنم چون مارها

مستحقّ آتشم یا رب نسیم رحمتی

کز دل هر شعله بیرون آورم گلزارها

روزهای ما همه شب می شد از دود گناه

گر نبودی ناله ی العفوِ شب بیدارها

یا مبر در دوزخم یا چشم گریانم بده

تا ز اشک دیده ام خاموش گردد نارها

«میثم»، آنکو پیش حکم حق نیارد سر فرود

به که دور گردنش پیچد طناب دارها

این قَدَر گریه نكن فاطمه جان در بر من

حضرت خدیجه(س)-وفات

لحظاتی كه نشستی بغل بستر من

این قَدَر گریه نكن فاطمه جان در بر من

دیدن اشك تو والله برایم سخت است

پس عذابم نده در این نفس آخر من

تو اجازه نده تنها بشود پیغمبر

بعد من باش كنار پدرت دختر من

صَرف دین پدرت شد لحظات عمرم

وقف شد دار و ندارم به ره همسر من

همه‌ی زندگی‌ام خرجیِ اسلام شده

جان من نیز فدای سر پیغمبر من

از همه ثروت من كه به هوای دین رفت

یك كفن نیست بپیچند بر این پیكر من

این همه سال غمی در دل من راه نیافت

ولی امشب غم فردای تو آمد سر من

می‌روم زود ز پیش تو دلیلش این است

كه نبینم چه می‌آید به سر كوثر من

می‌روم تا كه نبینم كه به ضرب سیلی

چه می‌آرند به روز گل نیلوفر من

پدرت گفته كه پهلوی تو را می‌شكنند

وای از صدمه‌ی مسمار و گل پرپر من

وسط هجمه‌ی مردم تو صدا خواهی زد

محسنم كشته شد ای وای بیا مادر من

ام الائمه، لایق صد آفرین شدی

حضرت خدیجه (س)-وفات

دنیا اگر چه مثل پیمبر نداشته

قطعاً نبی مثال تو همسر نداشته

دادی تمام ثروت خود را به راه دین

دین خدا شبیه تو یاور نداشته

وقتی وجود پاک تو شد مهد فاطمه

یعنی کسی شبیه تو مادر نداشته

بی بی خوشا به حال تو، چون هیچ مادری

داماد، مثل ساقی کوثر نداشته

چشمش همیشه دوخته بر دست ها بُود

هر کس ز خاک خانۀ تو بر نداشته

سلطانی اش ز خادم دربار کمتر است

آن کس که منصب خود از این در نداشته

جن و ملک به خاک درت غبطه می خورند

بر ذکر و سجدۀ سحرت غبطه می خورند

تو در میان خیل زنان بهترین شدی

ام الائمه، لایق صد آفرین شدی

تو در گذشت عمر خودت با رسول ما

بالاتر از همه، به خدا یار دین شدی

بسیار با دعای تو مؤمن شدند و بعد

تو مادرانه مادر این مؤمنین شدی

حُسن جهان به بودن عرش برین اوست

بی بی تویی که زینت عرش برین شدی

از جان و مال و هستی و عمرت گذشتی و

با حضرت رسول امین همنشین شدی

بی بی چه شد که خسته شدی از زنان شهر

بی بی چه شد که با غم و غصه عجین شدی

بی بی چه شد که درد و اَلَم کم نداشتی

هنگام مرگ خود کفنی هم نداشتی

پاسخ مراجع به استفتا درباره کساني که نمي توانند روزه بگيرند

دراین مطلب پاسخ چند تن از مراجع تقليد به پاره اي پرسش ها و شبهات کسانی که نمی توانند در این ماه مبارک روزه بگیرند گردآوري شده است که از نظر شما مي گذرد.
روزه ماه رمضان بر تمام کساني که به حد بلوغ رسيده  و ساير شرايط تکليف را دارند، واجب است. در اين ميان تکليف روزه از عهده کساني که به علت پيري يا بيماري و يا شير دادن و مانند آن روزه گرفتن براي آنان مشقت  و يا ضرر داشته باشد، برداشته شده است.

در قرآن مجيد هم هنگامي که از وجوب روزه سخن گفته است، به افرادي که از انجام اين تکليف در ماه رمضان مستثنا شده اند، اشاره شده است. البته برخي از کساني که روزه بر آنان واجب نيست،کساني هستند که به طور دائم واجب نيست و عده اي نيز تنها روزه گرفتن در ماه رمضان بر آنان واجب نيست مانند مسافران در ماه رمضان به شرطي که شغل آنان هم رانندگي نباشد يا دائم السفر نباشند.

 اين دسته از افراد بايد پس از اتمام سفر، روزه خود را قضا کنند اما گروهي به علت پيري يا بيماري هميشگي تکليف روزه از آنان به طور دائم برداشته  شده است. قرآن درباره اين دسته از افراد که روزه از آنان برداشته شده است، مي فرمايد: «فمن کان منکم مريضا او علي سفر فعدة  من ايام اخر و علي الذين يطيقونه فدية طعام مسکين» پس هر کس از شما بيمار يا در سفر باشد، شماري از روزهاي ديگر (روزه بگيرد) و بر کساني که روزه براي آنان طاقت فرساست، فديه اي واجب است که (آن) غذاي يک بينواست. (بقره ۱۸۴)


ادامه نوشته

یک شب در مراسم مجمع الذاکرین و جامعه مداحان

پیرغلامان و مداحان تهران هر شب در یک محفل جمع می شوند
مراسم مناجات خوانی و توسل امسال در مجمع الذاکرین و جامعه مداحان تهران با حضور استاد سازگار، حاج احمد چینی، حاج احمد صالحی خوانساری و جمعی از مادحین و پیر غلامان اهل بیت علیهم السلام در مسجد بنی فاطمیه تهران واقع در...

ادامه نوشته

مناجات ابوحمزه ثمالی


مناجات ابوحمزه ی ثمالی

شبهای ماه رمضان ساعت  ۱۱تا ۱۲

 

و شبهای جمعه از ساعت ۱۲تا ۳

 

در مسجد اعظم محقق بیدگل (واقع در میدان شهدای شهرستان آران وبیدگل)

 

آه اي خدا دار و ندار ما نيامد

آه اي خدا دار و ندار ما نيامد / آقا و صاحب اختيار ما نيامد

ماه مبارك سفره اش را پهن كرده / خوب است اما سفره دار ما نيامد

شايد نگاه حضرتش برگشته از ما / وقتي گلي بر شاخسار ما نيامد

بايد كه از اعمال اين بنده بپرسيد / آخر چرا اين جمعه يار ما نيامد

عادت به تاريكي ما شايد سبب شد / ماه منير شام تار ما نيامد

درد فراق يار، گريه، آه، افسوس / از چه به پايان انتظار ما نيامد

وقتي كه ما سرگرم كار خويش هستيم / حق دارد او در روزگار ما نيايد

اين روزي كرب و بلاي ما چه شد پس / آقا بگو وقت قرار ما چه شد پس

بايد به حق عمه اش او را قسم داد / آن عمه اي كه در ميان مقتل افتاد

این جمعه هم گذشت


ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت


دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت


 مانند مرده ای متحرک شدم بیا


بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت


 می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر


دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت


دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام


از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت


 بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم


از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت


 تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم


یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت...


 مولا شمار درد دلم بی نهایت است


تعداد درد من به خدا از رقم گذشت


 

حالا برای لحظه ای آرام می شوم


ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت

                              
                                                                             شاعر برقعی

فاصله افطار تا سحر در کدام کشورها کمتر است؟

اگر فکر می‌کنید ماه رمضان سختی را شروع کرده‌اید، باید بدانید مسلمانان بعضی از کشورها روزهای به مراتب دشوارتری را می‌گذرانند. روزهایی با 22 ساعت روزه‌داری و تنها 2ساعت زمان برای تجدید قوا!
آفتاب: روزهای بلند تابستان، تیرماه امسال را تبدیل به یکی از سخت‌ترین ماه رمضان‌های ایران کرده است. روزهایی که از حوالی 4 صبح تا 9شب به روزه‌داری می گذرد و گرمای هوا مزید بر علت شده تا 17ساعت روزه‌داری دشوار را در پیش داشته باشیم.

با این حال اگر فکر می‌کنید ماه رمضان سختی را شروع کرده‌اید، باید بدانید مسلمانان بعضی از کشورها روزهای به مراتب دشوارتری را می‌گذرانند. روزهایی با 22 ساعت روزه‌داری و تنها 2ساعت زمان برای تجدید قوا!

در ایسلند مسلمانان باید قبل از ساعت 1:57 نیمه شب سحری بخورند و ساعت 0:03 بامداد افطار کنند. یعنی فاصله افطار تا سحر ساکنان پایتخت این کشور، تنها حدود 2ساعت است! در سوئد اذان صبح ساعت 2نیمه شب به گوش می‌رسد و اذان مغرب 20 ساعت و نیم بعد، در ساعت 22:30 گفته می‌شود. مسلمانان آلمان هم فاصله افطار تا سحرشان کمتر از 5ساعت است و این زمان در نروژ به 3ساعت و نیم می‌رسد. به این ترتیب به نظر می‌رسد ساکنان اروپا از تمام نیمکره شمالی‌ها روزه‌داری طولانی‌تری داشته باشند.

در روسیه هم مسلمانان مسکو باید از حدود 3 صبح تا نزدیک به 11 شب روزه‌دار باشند. در فنلاند اذان صبح حدود 2:23 گفته می‌شود و اذان مغرب 23:13 است. یعنی فاصله افطار تا سحر مسلمانان این کشور حدود 3ساعت خواهد بود!

اوضاع اما برای مسلمانان نیم‌کره جنوبی به مراتب راحت‌تر است. این نیمکره فصل پاییز خود را می‌گذراند و به جز خنکی هوا، فاصله اذان صبح تا اذان مغرب برای ساکنان این نیمکره کمتر از شمال‌نشین‌های کره زمین است.

آرژانتینی ها به عنوان جنوبی‌ترین کشور این نیمکره، از 6:22 صبح تا 18:19 بعد از ظهر روزه‌دارند و ساکنان اروگوئه از 6:22 تا 18:8. یعنی حدود 12 ساعت. این زمان در برزیل حدود 12ساعت و نیم است با این تفاوت که ساکنان ریودوژانیرو در ساعت 17:40 غروب آفتاب را می بینند. بنابراین اگر به دنبال مقصدی برای کم کردن ساعات روزه‌داری ماه مبارک رمضان می‌گردید، آرژانتین، برزیل، استرالیا و اروگوئه گزینه‌هایی هستند که روی میز دارید. هرچند در بین نیمکره شمالی‌ها، آنهایی که ساعات طولانی روزه‌داری‌شان شکل نامتعارفی پیدا کرده می‌توانند از احکام ثانویه مربوط به روزه‌داری پیروی کنند و ساعات کمتری را روزه‌دار باشند.


کشور

اذان صبح

اذان مغرب

روسیه

2:58

22:41

فنلاند

3:32

20:42

سوئد

2:23

23:13

نروژ

2:29

22:58

آلمان

2:43

22:00

کانادا

3:33

21:25

مکزیک

5:43

2:36

انگلستان

2:40

21:48

ایسلند

1:57

00:03

برزیل

5:15

17:40

آرژانتین

6:32

18:19

اوروگوئه

6:22

18:8

استرالیا

5:33

17:22

هدیه آقا امام زمان

هدیه آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)برای ماه مبارک رمضان:

دعای افتتاح رادر تمام ماه رمضان بخوانید

زیرا فرشتگان ب ه آن گوش  می دهند وبرای خواننده

آن طلب  بخشش  می کنند  (صحیفه  مهدیه،باب5)

این موی سفید من این روی سیاه من

مناجات با خدا

این موی سفید من این روی سیاه من

این نالۀ العفو و این کوه گناه من

با آنکه همه عمرم هر لحظه گنه کردم

بر عفو تو می‌باشد پیوسته نگاه من

عمری‌ست که می‌بینم دارند به هم الفت

لطف تو و عفو تو اشک من و آه من

هم تیره شده روزم هم بسته شده چشمم

هم خم شده پشت من هم گم شده راه من

سرتا به ‌قدم تشویش مرگ از پی و گور از پیش

ای خالق من رحمی بر حال تباه من

باشد که تو بگشایی راهی به سویم یارب

فریاد که از هر سو بسته شده راه من

من عبد گنهکارم من مستحق نارم

من سخت گرفتارم العفو! اله من!

از آتش خشم تو باکم نبُوَد هرگز

وقتی که بُوَد یارب! عفو تو پناه من

با خاک درت شُویم زنگ گنه از صورت

تا مهر بگیرد نور از روی سیاه من

«میثم»! چه از این بهتر با دوستی حیدر

بگذشت شب و روز و، سال من و ماه من

مناجات با خدا

دوباره توبه ی دل در گناه ها گم شد

عدد به اوج رسید این گناهِ چندم شد؟

طلوع کرد دوباره قنوتِ دل اما

قنوت ها همه سهمِ دعایِ مردم شد

دلم گرفته و بغضم دچار خلسه ی غم

دلم خزان شد و یکباره فصل سوم شد

نشسته است دلم رو به روی قبله ی تو

و ربنای عنایت پر از تکلم شد

میانِ حجمِ دو دست و دو چشمِ من دریا

و اشک های نیایش پر از تلاطم شد

دو رود از غزلِ چشم ها نمایان شد

دوباره ماهیِ قلبم پر از ترنم شد

دقایقی سپری شد تهی شدم انگار

دوباره خشکی آن رودها تجسم شد

دوباره توبه و عجز و خدای من گفتن

دوباره سجده ی شعرم پر از تبسم شد

عیادت حاج منصور از حاج‌علی آهی

حاج منصور ارضی روز چهارشنبه به همراه جمعی از دوستان به عیادت استاد حاج علی آهی که در بیمارستان بستری است رفت.
به گزارش جهان به نقل از عقیق, استاد حاج علی آهی، رئیس خانه مداحان و از پیرغلامان اهل بیت علیهم السلام است که به علت عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده است.

این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت

این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت

آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت

این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی

بر من ولی عزیز دلم قرن ها گذشت

  در خارزار حوصله هایت دویده ام

حالا ببین چه بر سر این دست و پا گذشت

هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد

جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت

گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم

اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت

خورشید هم هوای مرا تازه تر نکرد

او هفت دفعه آمد و بی اعتنا گذشت

عمرم به سر رسید و از این دست جمعه ها

تکرار شد نیامدی و عمر ما گذشت...

ایوب پرند آور

منبع: هیئت وارثان ثارلله(ع)

حقیقت غیرقابل انکار



آغاز زندگی

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

مهدیم ...


مهدیم، من که مرا گرمی بازاری نیست

بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست

همه گویند که در حسرت دیدار من اند

لیک در گفته ی این طایفه کرداری نیست

ای که دائم به دعایی که بینی رخ من

تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست

امام زمان(عج)-ولادت

امام زمان(عج)-ولادت

عیـد است ولـی عیـد قیـام بشریت

در پرتــو میــلاد امـــام بشــریت

بـا دست کــرم ذات خداونـد تعـالی

زد سکــۀ اقبــال بــه نـام بشریت

از خم طهورا که خدا ساقی آن است

بـا دست خـدا پـر شده جام بشریت

امشب ببر ای باد صبا پیشتر از صبح

بـر سامـره پیـوسته سـلام بشـریت

عالم همـه‌جـا وادی طــور است ببینید!

در دست حسن مصحف نور است ببینید

خیزیـد همـه سـورۀ والشمس بخـوانید

گل در قـدم مهــدی موعــود فشـانید

از جـام شرابـی که خـدا ساقی آن است

پیوستــه بنوشیـد و بـه یـاران بچشانید

تنها نه فقط شب، شبِ مهدی‌ست، بگویید

میــلاد ائمــه اسـت بدانیــد بدانیـــد

خیزیـد و ببندیــد همـه بار سفر را

محمل به سوی کعبۀ مقصود برانید

امشب خبری خوش به بنی‌فاطمه آمد

بـوی گـل نـرگس بـه مشام همه آمد  

عیـد ملک و جـن و بشر باد مبارک

بـر شـانۀ خورشیـد قمـر باد مبارک

طوبـای امیـد همه خوبان جهـان را

در نیمـۀ ایــن مـاه ثمـر باد مبارک

آوای خدا می‌شنوم از لب مهدی

این زمزمـه بر مرغ سحر باد مبارک

پیغـام خـدا را برسانیــد بـه نرگس

کای مـادر فرخنده! پسر بـاد مبارک

ای خیل ملک پیش روی مادر مهدی

آییــد و بگردیـد بـه دور سـر مهدی

دیدید همه کعبۀ روح شهدا را

دیدید همه آینـۀ غیب‌نمـا را

دیدید همه بر سر دست حسن امشب

هنگام سحر صورت مصباح‌ هـدی را

امشب همه بـار سفـر سامـره بستیم

داریم بـه دل شوق تماشـای خـدا را

از مرغ سحـر بـا گل لبخنـد بپرسید

کی دیده در آغوش سحر شمس ضحی را

یاران! شب عیـد آمده بیدار بمانید

باید همه از فاطمه عیدی بستانید

این جان جهان، جان جهان، جان جهان است

این روح روان، روح روان، روح روان است

این چارده آیینه جمال است به یک حسن

آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است

ایـن ختـم ائمــه اسـت بدانیـد بدانیــد

چونـان کــه نبی خاتـم پیغامبران است

گــر کفــر نبــاشد بگـذارید بگـــویم

چشمان خـدا بـر مـه رویش نگران است

هر لحظه پدر شیفتۀ تاب و تب اوست

ناخـورده لبن آیـۀ قرآن به لب اوست

این است که دادنـد امامـان خبرش را

داده است خدا مژدۀ فتـح و ظفرش را

تا آیـۀ قـرآن بـه لـبش بود، مـلایک

دیدنـد به لـب خنـدۀ شـوق پدرش را

ای کاش نبی بود که بوسد چو حسینش

تنها نه دهان بلکه ز پا تا به سرش را

جاءالحـق بـازوش کـه دیدیـد ببینید

نقش زهـق‌البـاطل دست دگـرش را

این نور دل فاطمه فرزند حسین است

بر لعل لبانش گل لبخند حسین است

ای خلـق جهـان منتظر روز ظهورت!

پیوستـه زمـان منتظـر روز ظهـورت

هم در غم هجران تو پیران همه مردند

هم نسـل جـوان منتظر روز ظهورت

بلبل سر هر شاخـه غزلخـوان فراقت

گل‌هـای خـزان منتظـر روز ظهورت

تو یوسف گم‌گشتۀ اسلام چو یعقوب

بـا قـد کمـان منتظـر روز ظهـورت

یعقوب به ما مژده دهد آمدنت را

از مصر شنیدیم بوی پیرهنت را

ای دست خدا! دست خدا یار تـو باشد

بازآ که حـرم عـاشق دیـدار تـو باشد

بازآ که حسین‌بن‌علی چشم به راه است

بازآی کــه عبـاس علمـدار تـو باشد

تو یوسف زهرایی و صد یوسف مصری

سردرگم و جان بر کف بازار تـو باشد

بازآی که هفتاد و دو سربـاز حسینی

دلباختــۀ مکتـب ایثــار تـو بــاشد

تو پاسخ فریـاد امـام شهدایی

تو منتقم خـون امام شهدایی

بازآی که آییـن پیمبـر بـه تـو نازد

بازآ که علـی، فاتح خیبـر به تو نازد

روزی که بگیری به کفت تیغ علی را

آن روز ببیننـد که حیـدر به تو نازد

روزی که ز قبر، آن دو نفر را تو درآری

حق است که صدیقۀ اطهر به تو نازد

آن روز ببیننـد همــه بـا گـل لبخند

بر شانـۀ بابا علـی‌اصغـر بـه تـو نازد

ای وسعت ملک ازلی محفل نورت

ما عیـد نداریـم مگـر روز ظهورت

از لالــۀ زخـم شهــدا خنـده برآید

کای منتظران! منتظران! منتَظَر آید

از چار طرف چشم گشاییـد به کعبه

تـا سوی حرم حجت ثانـی‌عشر آید

این یکه‌سواری که نهد روی به کعبه

مهدی‌ست که از بهر نجات بشر آید

چشم همه روشن که به فرمان الهی

از پیــرهن یــوسف زهـرا خبـر آید

«میثم» چه نکو گفت تو را دوست که شاید

ایـن یار سفـر کـرده همیـن جمله بیاید

امام زمان(عج)-ولادت

جمال غیب و شهود است این که می آید

تمـام رحمت و جود است این که می آید

شعیب و صالح و هود است این که می آید

عزیـز مصـر وجـود است ایـن که می آید

زهـی بـه مرتبـه و عـزت پیامبـرش

سپاه بدر و احد ایستاده پشت سرش

تمـام عالـم ایجـاد مـی شود حـرمش

حرم گذاشته از دور دیـده بـر قـدمش

مسیح زنده کند باز، جان ز فیض دمش

به روی دوش علمـدار کـربلا، علمش

خـروش لشکر او انتقام خون خداست

نـدای حنجر خـونین سیـدالشهداست

نقاب غیبت خود را ز چهره باز کند

رخ نیـاز بـه درگـاه بــی‌نیـاز کند

مسیح پشت سر حضرتش نماز کند

برای بیعت او دست خـود دراز کند

نگه کنید شهیدان چه گونه سرمستند

برای یاری او زنده گشته، صف بستند

بیا که حجر ز هجر تو اشک می بارد

بیا که کعبه بـه دور سرت طواف آرد

بیا که بـر قـدمت رکن، دیده بگذارد

بیا که فاطمـه تنهـا تـو را تو را دارد

بیا که تا تو نیایی، زمان محرمِ توست

بیا که پیرهــن پـاره تو پرچم توست

بیا که قلب جهان بی قرار توست، بیا

بیا که چشم همه اشکبار توست، بیا

بیا که تیـغ خدا ذوالفقار توست، بیا

بیا که فاطمه چشم انتظار توست، بیا

بیا که «میثم» دل سوخته به محضر تو

گلاب اشک فشاند به خاک مادر تو