پیش طبیب آمدهام، درد میکشم
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمدهام، درد میکشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمیکنم
حق میدهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی ندادهام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینهای گم نمیشوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانهات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 8:34 توسط مداح اهلبیت(ع) محمدخداترس
|
به وبلاگ اینجانب محمدخداترس عضو فعال مداحان ،وعضو سازمان بسیج شاعران ومداحان آران وبیدگل وعضو عقیدتی پایگاه بسیج صاحب الزمان خوش آمدیدبه جهت آنکه همکاران عزیز مداح و عاشقان اهلبیت عصمت وطهارت(علیهم السلام )به آسانی اشعار وسروده های مناسبتی را در دسترس داشته باشند اقدام به راه اندازی این سایت نمودم امیدوارم کاربران عزیز ما را از دعای خیر فراموش نفرمایند